تبليغاتX
ایکاریوس
 

آخرین گل

نگارش و تصویر: جیمز تربر

ترجمه: دکتر صالح حسینی

منبع تصاویر: http://www.ommas-aarden.net

 

 

 بر کسی پوشیده نیست که جنگ جهانی دوازدهم 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایکاریوس  | لینک ثابت |

 

صید حلال

برای ندا آقا سلطان شقایقی که بی رحمانه در خرداد خونین ۸۸ پرپر شد 

 

شمس لنگرودی

برای دخترم ندا آقا سلطان

دخترم

سنت شان بود

زنده به گورت کنند

تو کشته شدی

ملتی زنده به گور می شود.

ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد

او که پول مرگ تو را گرفته

شام حلال می خورد.

تو فقط ایستاد ه بودی

و خوشدلانه نگاه می کردی

که به خانه ات بر گردی

اما دیگر اتاق کوچک خود را نخواهی دید دخترم

و خیل خیال های خوش آینده

بر در و دیوارش پرپر می زنند.

تو مثل مرغ حلالی به دام افتادی

مرغی حیران

که مضطربانه چهره ی صیادش را جستجو می کند

تو به دام افتادی

همچون خوشه ی انگوری

که لگدکوب شد

و بدل به شراب حرام می شود.

کیانند اینان

پنهان بر پنجره ها، بام ها

کیانند اینان در تاریکی

که با صدای پرنده ی خانگی

پارس می کنند.

کشتندت دخترم

کشتندت

تا یک تن کم شود

اما تو چگونه این همه تکثیر می شوی.

آه ندای عزیز من

گل سرخی که بر گلوی تو روییده بود

باز شد

گسترده شد

و نقشه ی ایران را در ترنم گلبرگ هایش فرو پوشانید

و اینانی که ندا داده اند

                        بلبلانند

میلیون ها تن که گرد گلی نشسته

                              و نام تو را می خوانند.

یعنی ممکن است صداشان را که برای تو آواز می خوانند نشنوی

یعنی پنجره ات را بستند که صدای پیروزی خود را هم نشنوی

ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد

او که صید حلال می خورد.

1/4/ ١٣٨٨

نوشته شده توسط ایکاریوس  | لینک ثابت |

در آستانه سه شنبه 26 خرداد1388 22
 

در آستانه

بايد اِستاد و فرود آمد
بر آستان ِ دری که کوبه ندارد،
 

چرا که اگر به‌گاه آمده‌باشي دربان به انتظار ِ توست و
 
 
  اگر بي‌گاه
 

به درکوفتن‌ات پاسخي نمي‌آيد.
 

 

کوتاه است در،
پس آن به که فروتن باشي.
 

آيينه‌يي نيک‌پرداخته تواني بود
 
 
  آن‌جا
 

تا آراسته‌گي را
 

پيش از درآمدن
 
 
  در خود نظری کني
 

هرچند که غلغله‌ی آن سوی در زاده‌ی توهم ِ توست نه انبوهي‌ ِ
مهمانان،
 

که آن‌جا
 
 
  تو را
 
 
  کسي به انتظار نيست.
 

عفريتان ِ آتشين‌گاوسر به مشت

نه شيطان ِ بُهتان‌خورده با کلاه بوقي‌ منگوله‌دارش
نه ملغمه‌ی بي‌قانون ِ مطلق‌های مُتنافي. ــ
 

تنها تو
 
 
  آن‌جا موجوديت ِ مطلقي،
 

موجوديت ِ محض،
چرا که در غياب ِ خود ادامه مي‌يابي و غياب‌ات
حضور ِ قاطع ِ اعجاز است.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایکاریوس  | لینک ثابت |