تبليغاتX
ایکاریوس

دوهزار سال پیش دریانوردان یونانی مجسمه پوزئیدون - خدای دریا ( نپتون) – را از کرانه های مدیترانه به خلیج فارس آوردند و برفراز بلندی های جزیره ای که ایکاریوس یا به قول برخی مورخین خارگ امروزی بود قرار دادند
 

سفر تفریحی به جزیره خارگو

این روزها با نزدیک شدن تعطیلات نوروزی فرصت مناسبی است برای آنها که اهل سفرند.  برخی ها طبیعت سرسبز و زیبای شمال و سواحل دریای کاسپین را برای مسافرت انتخاب می کنند، برخی ها به تماشای آثار باقیمانده از شکوه و عظمت ایران باستان می روند و برخی هم آبهای سبز و آبی خلیج فارس را برمی گزینند.

(برای ادامه بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 9  توسط ایکار  | 
 

کشتی سوخته، یادگاری از جنگ نفتکش ها

polyscqndiq

هر مسافری در سفر به خارگ و در بازدید از سواحل غربی جزیره، بقایای کشتی غول پیکری را می بیند که ۲۲ سال است در آغوش آبهای آرام خلیج تن به آفتاب سوزنده ی جنوب سپرده است و روایتگر سالهایی است که به رغم بمباران های بی وقفه ی هواپیماهای عراقی، شیرمردان صنعت نفت به یاری اهالی فداکار خارگ، نگذاشتند که حتی لحظه ای صادرات نفت ایران، متوقف شود. سوپر تانکر "پلی اسکاندیا" نام این نفتکش است که در واقع اینک تبدیل شده به یادگاری از آن روزهای سخت. و هنوز بسیار خاطره ها را در ذهن کسانی که آن روزها شاهد آتش گرفتنش بر اثر اصابت بمب های عراقی بوده اند، زنده می سازد.  به دلیل اینکه به هنگام اصابت بمب در حال بارگیری نفت خام (سال ۶۴) بوده، به سرعت و البته با تلاش خستگی ناپذیر شیرمردان صنعت نفت از بازوهای بارگیری اسکله جدایش کردند و به نزدیکی ساحل در فاصله ۵۰۰ متری از ساحل انتقال دادند. به گفته آنها که از نزدیک شاهد سوختنش بوده اند، این کشتی در حدود ۳ ماه به طور شبانه روزی در حال سوختن بود و از این طریق هزاران بشکه نفت خام بر باد رفت و عوارض بسیار مخربی هم تا سالها بر اکوسیستم دریایی خلیج فارس باقی نهاد.  اطراف بقایای "پلی اسکاندیا" که در میان اهالی جزیره به "کشتی سوخته" معروف است امروزه یکی از مهمترین مکان های ماهیگیری است و برای غواصانی که به تماشای باقیمانده های کشتی در دریا علاقه مندند، مشاهده قسمت های زیرآبی "پلی اسکاندیا" خالی از هیجان نیست.  البته فراموش نکنید که به هنگام غواصی در اطراف "پلی اسکاندیا" کوسه های سفید هم در اطرافتان به دنبال دسته های ساردین و "میشک ها" و دیگر ماهی های آن منطقه خواهند بود.

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 12  توسط ایکار  | 

 

مترجمی که جاودان خواهد بود

دکتر صالح حسینی

دکتر صالح حسینی

شاید برای مترجم ها، دانشجویان مترجمی و همه ی آنها که به نوعی با کار ترجمه و یا آثار ترجمه شده ی ادبی سروکار دارند، صالح حسینی نامی است کاملا برجسته و آشنا. آشنایی با دکتر صالح حسینی و نشستن در کلاس های مفید و پربار و آموزنده ی او در دانشکده ادبیات دانشگاه شهید چمران اهواز، تحفه ای است که همواره شکرگزارش  بوده ام. مردی با صورتی روحانی که علم و آگاهی و دانش را به معنای واقعی می توان در راه رفتن، نگاه کردنهایش از پنجره کلاس به تصویر ماه بر فراز کارون. . .

(برای خواندن مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 13  توسط ایکار  | 
 

نفتی ها همچنان به تخریب محیط زیست می اندیشند!

اخبار استانی بوشهر امروز در گزارشی با اعلام اینکه" کلاغهای هندی در جزیره خارگ مزاحمت های زیادی را برای صنعت نفت ایجاد کرده اند، اعلام داشت که این کلاغها که حدود ۴۰ سال پیش توسط شرکت نفت و برای کنترل جمعیت موشها به جزیره آورده شده اند، بیش از حد پرجمعیت شده اند و می بایست با  آنان به مبارزه پرداخت "

کلاغ هندی

اولا این کلاغها را شرکت نفت به جزیره نیاورده و حضورشان در جزیره نیز بیش از ۴۰ سال است. ثانیا کلاغهای متین جزیره را با صنعت نفت چه کار است؟ این نخستین بار نیست که نفتی ها با همکاری اداره حفاظت از محیط زیست دست به نابودی و تخریب جانوران و پرندگان و در کل زیست بوم طبیعی در خارگ می زنند.

از دلایل جالب توجهی که در توجیه حرکت خود برای نابودی این پرندگان اعلام کرده اند می توان به این موارد اشاره کرد: آلوده کردن معابر عمومی بوسیله مواد دفعی، حمله دسته جمعی به مردم، مزاحمت برای نوزادان آهوان، قرار گرفتن در مسیر هواپیما، قطع کردن سیم های مخابراتی و از همه مهمتر ایجاد مزاحمت در صنعت نفت!

با این توصیفاتی که در این گزارش از کلاغهای هندی جزیره خارگ ارائه کرده اند باید گفت که این پرندگان سیاه چرده، کلاغ نیستند و در واقع نوعی دایناسور بالدار هستند که از روزگار ماقبل همچنان در حال زیستن در جزیره هستند و همواره مانع از صدور نفت و آزار و اذیت پرسنل از جان گذشته ی محیط زیست ویا . . . شده اند.

گفتنی است که دو سال پیش نیز مدیران نفت و محیط زیست و استاندار و بوشهر در جلساتی که مدیریت عملیات عمومی (اداره ای که منحل شد) و شهرداری و بخشداری جزیره برپا کردند، تصمیم گرفتند که ورود هر نوع جاندار چهارپا به خارگ و زیستن آن در جزیره را ممنوع اعلام کنند. حتی در جلساتی ویژه آقای استاندار تشریف آوردند به خارگ ( با هلیکوپتر) که در مورد خروج بزهای جزیره خارگ هرچه زودتر تصمیم گیری کنند.

آنها سمت بخشداری جزیره خارگ را تا آنجا به خفت و خواری کشیدند که بخشدار محترم می بایست می نشست پشت میز و درخواست افرادی را که می خواستند برای مراسم استقبال یا دیگر مراسم، گوسفندی را به جزیره وارد کنند (جهت ذبح)، تایید کند. در واقع ورود احشام به جزیره حتی برای ذبح نیز باید با مجوز از سوی بخشداری و با همکاری نیروی انتظامی در جزیره انجام شود! حال کلاغهای بیچاره که جای خود دارند. . .

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 17  توسط ایکار  | 

 

رییس جمهور شفابخش

آقای احمدی نژاد در سفر اخیر خود به استان بوشهر بازدیدی هم از روستای تنگک داشت. در تصاویری که از شبکه استانی بوشهر پخش می شد، ایشان در حالی که در مینی بوس نشسته بود، پذیرای عواطف مردمی بود و به بررسی مسایل و مشکلات آنان می پرداخت. از نکات جالب توجه در این گزارش این بود که یکی از اهالی روستا که کودک بیمارش را در بغل گرفته بود، با عجله و ذوق و شوق به طرف رییس جمهور آمد و با صدای بلند گفت که " این بچم خیلی وقته مریضه. . . بیزحمت یه دستی رو سر و صورتش بکشین تا خوب بشه!!! "

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 11  توسط ایکار  | 
 

ما برای جزیره تاریخ نمی سازیم!

این را خیلی از دوستان هم بارها به شوخی یا جدا خاطر نشان کرده اند که بیش از حد از خارگ و خلیج تعریف می کنم و در واقع بسیار اعتراض کرده اند به این حس وطن پرستانه. حتی یکی از اساتیدم در دیدارهایی گاهانه که بیشتر هم به اتفاق است، هر بار مرا می بیند مرا به نام " آقای خارگ" صدا می زند و هر کسی که می بیندم بلافاصله سراغ از خارگ می گیرد.

حتی عمق فاجعه تا آنجاست که چند روز پیش که در دفتر یکی از اساتید محترم مشغول نوشتن مطلبی از طرف ایشان برای درج در روزنامه ای بودم، یکی از اساتید وارد شد و همین که مرا دید پرسید " چه خبر از خارگ؟ می گم راستی شما خسته نمی شید از زندگی تو اونجا؟ " که من هم با کمال افتخار گفتم " نه استاد. ما با کارهایی که در زمینه تاریخ و فرهنگش می کنیم هیچ وقت احساس خستگی نمی کنیم از زندگی توی خارگ" ... که گفت " بابا کدوم تاریخ؟ شما هم می خواهید برا خودتون تاریخ بسازید. . ."

هرچند که استاد ما به شوخی می گفت اما در پاسخ به آنها که اینگونه فکر می کنند باید گفت که ما تنها آنچه را که بوده و هست می نویسیم و هیچگاه چیزی از خود هم نخواهیم ساخت آن هم در مورد تاریخ. . .

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 3 دی1386ساعت 12  توسط ایکار  | 
 

با حضور سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری استان بوشهر در جزیره خارگ:

شمارش معکوس برای نابودی کتیبه 2400 ساله هخامنشی،پیکر انسان 3000 ساله و دیگر آثار باستانی به راه افتاده است؟؟؟!!!

با سپاس از شهرام اسلامی به خاطر ارسال این مطلب به وبلاگ ایکاریوس.

"ماه گذشته طی تماس با سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری استان بوشهر آنها را در جریان کشف کتیبه ای قدیمی ،جسد یک انسان و چندین آثار دیگر که از سوی دوستان بنده و اهالی خارگ کشف شده بود گذاشتم.این در حالی است که کتیبه یاد شده در حدود دو سال پیش از این توسط اهالی خارگ رویت و به اطلاع مسئولین محلی و به طبع آن مسیولین سازمان میراث وقت رسیده بود ولی همانگونه که انتظار آن میرفت هیچ گونه اقدامی صورت نپذیرفت. از سوی برخی عنوان میکنند کتیبه به روئیت کارشناسان میراث رسید ولی آنها آن را قابل اهمیت و قدمت ندانسته و آن را منصوب به دوره تبعیدیان خارگ در صده اخیر دانستند.

ماه گذشته بنده از طریق دوست عزیزم آقای ابراهیم دهقان در جریان احداث جاده ای قرار گرفتم که از نیم متری کتیبه میگذشت و به کلی آن را در معرض نابودی قرار میداد. عملیات احداث جاده توسط ایشان و دیگر دوستان متوقف گردید تا با اصرار بنده سازمان میراث استان در خوشبینانه ترین حالت با قدری بی میلی مجبور به اعزام کارشناسان خود جهت بررسی کتیبه به خارگ شد.

بعد از رسیدن گروه به خارگ بعد از اندک استراحتی در دفتر معاون محترم بخشدار جزیره به اتفاق گروه که بی صبرانه در انتظار دیدن کتیبه بودند بر سر کتیبه حاضر شدیم. جناب آقای دکتر سرفراز ،پیر باستان شناسی ایران بلافاصله بعد از رویت کتیبه قدمت آن را حد اقل 2400 سال و آن را مربوط به دوره هخامنشی دانست. پس از بررسی های بیشتر و انتشار خبر آن به مسئولین سازمان استان باعث شد که ایشان در شگفتی تمام و ناباورانه جهت گرفتن مصاحبه و عکس های یادگاری سر از پا نشناخته و برای نسبت دادن این کشف مهم که سند دیگری بود بر فارسی بودن نام نامی خلیج همیشه فارس،از یکدیگر پیشی گرفته ودر برخی موارد حتی میانشان اختلاف نظر و نزاع نیز به وجود آید. این اختلاف ها به حدی بود که حتی پیر و پدر باستان شناسی ایران را مجبور به زیر پا گذاشتن یکی از ساده ترین اصول انسانی و اخلاقی یعنی صداقت که از جانب کوکان مهد های کودک نیز رعایت میگردد نمود و ایشان طی مصاحبه ای خبر چگونگی کشف کتیبه را انچنین بیان کرد(روزنامه اعتماد ملی):...ما برای دین دیواری قدیمی به خارگ رفته بودیم در بازگشت در طول مسیر درختی نظر مرا به خود جلب نمود وقتی به زیر درخت رفتم دیدم که کتیبه هخامنشی در آنجا موجود میباشد و من این کتیبه را کشف کردم....(لابد : از آنجا هم یک طیاره در بست گرفتم و با اسکورت به اینجا آمدم ببینم تا شما و مردم استان بوشهر در صحت و سلامتی کامل به سر میبرید؟!ههههووووبببب)

بعد از مخابره خبر که باعث شده بود مسئولین برای آمدن به خارک تمام ماموریت ها و حتی مهمتر از آن کارهای شخصی خود را به زمین گذارند،هیچ یک نه تنها به خارگ نیامدند بلکه به تماس های مکرر بنده و دیگر دوستداران میراث نیز بی توجهی کردند. جالب است بدانید جاده ای که قبل از حضور میراث در خارگ عملیات احداث آن توسط اهالی محل متوقف گردیده بود اکنون پس از حضور میراث دوباره شروع به کار گرده است بدون آن که محل مورد بررسی و اکتشاف قرار گیرد،حریمی برای کتیبه مشخص گردد و...،میدانم باورش سخت اما تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته همگان و مسئولین سازمان میراث میدانند که یکی از چاه هایی که در متن ترجمه شده کتیبه باعث آسایش و آرامش ساکنان محل و دریانوردان بود اکنون در زیر بستر زیر سازی قرار دارد و مطمئنا با ادامه روند حفاظتی آن توسط میراث،چاه باستانی تا چند روز دیگر در زیر آسفالت گرم جاده عبور عابرین و خودروهای سبک و سنگین را بر روی خود حس خواهد کرد. جسد، استخوان ها و دندان های سالم انسانی که به گفته پدر باستان شناسی ایران حد اقل مربوط به 3000 سال پیش از این بود قبل از حضور میراث در خارک توسط دوستداران میراث حفظ میشده و حتی بعد از آن نیز توسط همان دوستداران و عاشقان خارگ به زیر خاک سپرده شد تا از نابودی در امان بماند و لی اکنون برای یافتن استخوان های پودر شده آن و جدا کردن آن از خاک (آن هم در احتمال صفر)نیاز به میکروسکوپ میباشد و...فکر میکنم نیازی نباشد تا محل کشف تقویم باستانی که از 29 دایره منظم در 7 ردیف 4 تایی و یک دایره جدا در بالا تشکیل شده،نقش برجسته ای شبیه یک درخت بر روی زمین میباشد،کانال ها و جاده ی باستانی و...را به باستانشناسان خبره و صادق نشان دهیم زیرا که ایشان وقتی به دنبال دیوار باستانی بودند کتیبه هخامنشی را کشف نمودند حتما اگر به دنبال ادامه دیوار نیز بگردند آثار یاد شده و هزار اثر ما قبل تاریخ را نیز یافت خواهند نمود.

کلام آخر: به داد تاریخ،فرهنگ و اصالت جزیره خارگ که در یتیم خلیج فارس و سند صیادت دریایی ایران باستان است برسیم. این خطه خطرات بسیار دارد در کمین. این خطه تشنه آبادی است. مرهم دردش کمی....است.همت است. صداقت است. غیرت است. عشق است. دل سوزی است. پاکی است. مردمان این خطه صادقند. پاکند. با غیرتند. عاشقند. دلسوزند...آقای سازمان میراث فرهنگی دل ما منتظر شاخه گلی است خوشبو و به دنبال آن باز تکه ای شاخ نبات و دگر بار کمی نیکی کن تا که احساس کنیم یادمان و به فکرمان خواهی ماند. دوستت داریم. . . "

ایکاریوس: دیگر برای ما یابنده این کتیبه هیچ اهمیتی ندارد. آقای میراث فرهنگی! کتیبه هخامنشی،پیکر انسان 3000 ساله و دیگر آثار باستانی را تو یافتی. . .  اینک چه خواهی نمود برای حفظ این آثار؟!

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 25 آذر1386ساعت 21  توسط ایکار  | 
 

                                آبادان، شهر خدا یا بیگانگان؟!

" در ابتدا كه آبادان ساخته شد و پالايشگاه تأسيس گرديد به خاطر كمبود مسكن شركت نفتي،‌ بسياری از كارگران فلك‌زده مجبور شدند در محلي به نام «چادرآباد» در چادرهايي كه برپا شده بود زندگي كنند. آنها در تنگناهاي بسياري بودند و هواي گرم تابستان برايشان طاقت‌فرسا بود. نه از آب آشاميدني خبري بود و نه از سيستم فاضلاب شهري. كودكان درميان چادرها درخاك و گل رفت و آمد می کردند و اين در حالي بود كه كارمندان خارجي شركت نفت دربريم و بوارده‌ داراي خانه‌هاي كاملاً ويلايي به سبك غربي بودند."

( بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 20 آذر1386ساعت 10  توسط ایکار  |