![]() |
ایکاریوس یک ساله شد!
گزارشی از فعالیت های ایکاریوس
سرانجام یک سال از نوشتن اولین پست در وبلاگ ایکاریوس گذشت. ایکاریوس در واقع کاری است از گروهی تحقیقاتی با همین عنوان که از حدود یک سال پیش فعالیتهای علمی و فرهنگی خود را به صورت حرفه ای آغاز کرده است. در این مدت کوتاه موفق شدیم سه سفر تحقیقاتی به جزیره خارگو و سواحل نای بند انجام دهیم که در واقع نقطه آغازی بود برای گامهای بزرگ بعدی. حاصل این سفرها و دیگر جستجوهایمان در قسمتهایی از خلیج فارس را در قالب سه نمایشگاه عکس در شهرهای تهران، اهواز و خارگ به نمایش گذاشتیم که خوشبختانه با استقبال بی نظیر هموطنان مواجه شد.
هدف عمده و اصلی ایکاریوس، زدودن غبار فراموشی بر چهره این ناهموار مثلث جغرافیا - جزیره خارگ- و معرفی پتانسیل ها، جاذبه های گردشگری و اکوسیستم دریایی به علاقه مندان، ارائه تصویری روشن از اوضاع کنونی جزیره و نیز ارائه راهکارها و پیشنهادها یا انتقادهایی سازنده پیرامون مسائل و موانعی است که ساحل نشینان این خطه از ایران پهناور را از ترقی باز داشته است.
مشاهده تعداد موضوعاتی که جهت جستجو در این وبلاگ توسط کاربران گرامی به کار رفته، همواره ما را براین داشته تا با توجه به میزان تقاضا و علاقه مندی شما مطالبی را ارئه کنیم. در این میان جستجو پیرامون عکسهایی از جزیره، عکسهایی از جنگلهای حرّا، و نیز تصاویری از ساحل بیشترین موضوعات جستجو شده بودند و ما نیز تا حدّ امکان تلاش نمودیم عکسها و مطالبی را در این زمینه ارائه کنیم. با این حال مطالب دیگر را به لحاظ ارزش و نیز برای ارج نهادن به تلاش اعضای گروه، آماده فروش کرده ایم که از آن جمله می توان به فیلم خارگ، آلبوم کامل عکس های دیجیتالی از جزایر خارگ و خارگو و دیگر محصولات اشاره کرد که اطلاعات بیشتر را از مدیر وبلاگ بخواهید.
در کنار فعالیتهای علمی، همواره خویش را از فرهنگ دور نداشته ایم و در واقع تلاش نموده ایم فعالیتهایمان بر محور کمک به فقرزدایی در فرهنگ باشد و از این رو افتخار ایجاد وبلاگ های مختلف برای دیگر دوستان و دانشجویان در شهرهای مختلف و نیز شناسایی و سازماندهی وبلاگ نویسان ساکن در جزیره را در پرونده کاری خود ثبت نموده ایم. و تلاش نموده ایم تا مسئولین جزیره را نیز در جزیان فعالیت های این جوانان قرار دهیم.
در طول یک سالی که از فعالیت ایکاریوس گذشت، حدود ۳۸۶۷ نفر از شهرهای مختلف کشور و نیز دیگر کشورها از جمله آلمان، آمریکا، امارات متحده عربی، فرانسه، سوئد، کانادا، کویت، یونان، انگلستان و . . . از این وبلاگ بازدید نمودند و همواره ما را میهمان ژرفای تفکرشان کرده اند. بسیار دوستانی بودند که همواره از خاطرات شیرین خود از سفر به خارگ نوشته بودند و بسیار کسانی هم که با مشاهده عکسها، چه در نمایشگاه و چه در این صفحه، ابراز علاقه کرده اند برای سفر به خلیج فارس.
و در واقع تعداد نسبتا بالای کاربران خارجی ما را برآن داشت که این وبلاگ را در آینده ای نزدیک به زبان انگلیسی نیز ارائه کنیم تا رویای جهانی شدن جزیره ناشناخته خارگ و خلیج فارس را نیز تحقق بخشیم. به همین خاطر از همان آغاز سایتی را نیز ایجاد کرده ایم که به محض تکمیل اطلاعات، آن را در روزهای آینده تقدیم خواهیم کرد.
و در پایان این مطلب وظیفه خود می دانیم تا ارج نهیم تلاشهای همه کسانی را که در این مدت ما را یاری کرده اند، از جمله: جناب حجه الاسلام کمالی - امام جمعه محترم جزیره خارگ -، مهندس حیدری - بخشدار -، علی ماندگار - شهردار-، آقای کریمی - ریاست اداره روابط عمومی شرکت ایانه های نفتی-، آقایان ابراهیم دهقان، حسین سفیدزاده، عبدالله احمدی، محمد شکوهی، ناخدا بحرینی، ناخدا رضا فیروزی، احمد نوشیروانی - زیست شناس-، ناخدا عبدالحسین منظری - غواص - و سایر کسانی که یا رخصت نوشتن نامشان را نداده اند یا ذکرشان از قلم افتاده.
با سپاس فراوان
فراخوان فیلمنامه نویسی ویژه علاقه مندان به سینما
امروز بر خلاف گذشته تصمصم گرفتم بنا به درخواست یکی از بازدیدکنندگان محترم مطلبی را که فکر میکنم مورد توجه علاقه مندان به فیلمنامه نویسی و سینما قرار بگیرد، ارائه کنم. و در ضمن از این پس قرار است هر دوهفته یکبار یک وبلاگ یا سایت مفید را در این صفحه معرفی کنم.
دوست خوبم و بازدیدکننده محترم فرهاد به تازگی وبلاگی به زبان انگلیسی به نام آزفنداک ایجاد کرده که در آن فیلمنامه های خودش را به زبان انگلیسی عرضه کرده و قرار است فیلمنامه های دیگران را هم در وبلاگ ارائه کند. بنابر این از شما دعوت میکنم که سری به سایتش زده و در صورت تمایل جهت همکاریُ، فرستادن آثار و یا شرکت در مسابقه ای که در حال حاضر در این سایت به زبان انگلیسی موجود است با ایشان تماس بگیرید. و بدینوسیله آثار خود را جهانی کنید.
سکوی پرواز اینجاست
گرچه خیلی دیر این مطلب را ذکر میکنم، اما باز هم ذکرش بسی بهتر بود از نبودنش و نگفتنش. مسئولین مراث فرهنگی استان بوشهر گفته بودند به تازگی آثاری کشف کرده ایم مربوط به عهد ساسانی در خارگ. و در میان مردم جزیره هم شایعه کرده بودند که باستان شناسان بوشهری موفق به کشف یک کوزه پر از سکه های طلا و اشرفی و . . . شده اند.(عین مطلب را شنیده ام). وقتی ماجرا را پیگیری کردم دیدم که اصلا جناب آقای (نقطه چین) که به قول رسانه ها "باستان شناس" نام گرفته بود، بیشتر به دنبال زیرخاکی بوده تا میراث فرهنگی. و دیدم اصلا نه کشفی در کار بوده و نه کوزه ای. با این حال همین خبر چنان سکوی پرتاب و احیانا پروازی شد برای نگهدارندگان این میراث که آن باستان شناس جوان با اولین سفر به خارگ تبدیل شد به کریستف کلمب جدید در قرن ۲۱.
این از این. اما از این دست پروازهای زودهنگام و از این یک شبه رهپیمایی های هزارساله بسیار دیده ام در خارگ. چندان سری به تاریخ دور نزنیم. همین دوران معاصر برای اثبات این ادعا کافی است. از ابراهیم گلستان که آغاز کنیم خواهیم دید که یک باره پس از ساختن فیلم "موج و مرجان و خارا" به شهرتی بسیار دست یافت و آغاز اوج گرفتن او در عرصه فیلمسازی بود و پس از آن هم ادامه ساخت چنین فیلم هایی برای کنسرسیوم بین المللی نفت ایران بود که او را به این اوج امروز رساند. گرچه نادیده گرفتن فعالیت ها و آثار برجسته او پیش از این بعلاوه ی سبک منحصر بفرد او در نوشتن قابل انکار نیست. با این حال از اینجا پریدن اغاز کرده است.
و گرچه ابراهیم گلستان " این چاله - نوشتن پیرامون خارگ - را بحر جلال آل احمد فراهم کرد، باز هم می بینیم که نوشتن این کتاب " جزيره خارك در يتيم خليج فارس" جلال را به نان و نوایی رساند. گرچه بیشتر حق التالیفش را هم سگخور کردند. (اینها تنها نظر شخصی ماست.)
و بسیاری نمونه های دیگر که ذکرشان در این اندک مقال میسر نیست.
نامه اي به رهبران قوم درخارگ
سلام
و می بینید که این رقعه فرق دارد با تمام آنچه که در این مدت دریافت داشته اید. سلامی اگر هست نه از روی ریا است و نه از روی طمع و این نامه نه با احترام شروع گشته و نه با بسیاری اراجیف اداری دیگر. گیریم که همۀ این سلام به طمع باشد یا به تطمیع، که نیست؛ باز هم ارزش خواندن دارد، گرچه با اولین خواندن مچاله شود. و مکثی که در سپاس از الطاف بیکرانتان کرده ام و اصلا ناسپاسی نموده ام دلیلش همان چیزی است که موجبات سکوت و گریز و اینک هم نوشتن این اباطیل را فراهم کرده. و همان ناسپاسی اینک همچون عقده ای سنگین نه بر گلوی قلم که بر گلوی این قلمزن خفته. گرچه این رقعه نه برای سپاس است و نه اصلا جای سپاس. به علاوه که سپاسگذاری را بر عهده ی قلمزن گذارده ام نه این قلم. یعنی که حساب قلم به کلی از کار راقم جداست. بگذریم. . .
(ادامه اين نامه را با كليك بر روي ادامه مطلب بخوانيد)
صبح به خیر آقای میراث فرهنگی
شاید دیگر دورۀ ناآگاهی به سر رسیده باشد. یا دست کم همچنان کسانی یافت شوند که نشد فریبشان داد. و چه می دانم دیگر کمتر خری یافت می شود که نداند آبی که نوشیده از همان کاریزی است که تازه کشف کرده اند! همۀ ما دوستداران این میراث . . .
باستان شناسانی که تا دیروز از یاد برده بودند که این خارگ کجاست چه خوب است که امروز به فکرش افتاده اند و اصلا کشفیاتی هم در آن کرده اند. و صد حیف که عمرشان قد نداده است تا "گور دولمن" ( کورهای لحد سنگی) یا "دوخواهران" را هم کشف کنند، چرا که این اثر سال گذشته به همت برادران زحمت کشمان در عرصۀ نفت به زیر چرخهای بولدوزر رفت تا که شاید قرنها دگر در هیئت یک فسیل دولمن سر از خاک برون آورد. . . .
(ادامه اين نامه را با كليك بر روي ادامه مطلب بخوانيد)