تبليغاتX
ایکاریوس

و او که شبی و تنها شبی را در این ملک آرمیده در جریان موج مستمر زمانه خفته است، چه نیازی دارد به شنیدن دردهای هزارساله ی این ملک هزار مالک - برگرفته از: ایکاریوس- نامه ای به رهبران قوم در خارگ
 

در پی انتشار نخستین گزارش کامل که در واقع نشان دهنده حقایقی است که تا کنون در خبرگزاری ها به دلیل بی اطلاعی و یا کم لطفی نسبت به ذکر واقعیات پیرامون چگونگی معرفی شدن و نه کشف کتیبه باستانی در جزیره خارگ منتشر کردیم، خبرگزاری خلیج فارس نخستین خبرگزاری بود که حسن نیت خود را با انتشار مقاله ای در این زمینه و در دفاع از گفته های ایکاریوس منتشر ساخته است.

ضمن سپاس از مدیریت محترم این خبرگزاری، متن مقاله مذکور را جهت اطلاع خوانندگان محترم در اینجا درج کرده ایم.

(بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 14  توسط ایکار 

 

میراث جاودان 

گزارشی از کشف کتیبه باستانی در جزیره خارگ 

کتیبه مرجانی باستانی کشف شده در خارگ - عکس از مصطفی دهقان

گزارش مطلبی که علاقمندان به ایکاریوس در آخرین ویرایش این وبلاگ می خوانند متأسفانه و یا خوشبختانه حکایت از این موضوع دارد. پس در همین جا شما علاقمندان را به مطالعه آن دعوت می کنیم، لازم به ذکر است منبع اصلی این گزارش خود ایکاریوس بوده و این اتفاقات که ایکاریوس را به آن داشت که برای حداقل کاری که بر عهده ماست (نقش ایرانی در حفظ تاریخ و تمدن کشور) دست به قلم ببرد، وقایعی است که برای خود نویسنده اتفاق افتاده است.

( ادامه گزارش را با کلیک بر روی ادامه مطلب بخوانید)

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 28 آبان1386ساعت 10  توسط ایکار  | 
 

نخستین عکس ها از کتیبه ۲۵۰۰ ساله در جزیره خارگ

 

کتیبه 2500 ساله که اخیرا در جزیره خارگ یافت شده - عکس از مصطفی دهقان نقش تاج شاهنشاهی که بر روی کتیبه هک شده است. عکس از مصطفی دهقان تصویری از درون یک غار - احتمالا مربوط به حضور غارنشینان در 3000 سال پیش است در جزیره خارگ

نمایی کلی از جسد باقیمانده جمجمه مربوط به اسکلت یافت شده 

قرار بود زودتر از اینها عکسها و مطالب مربوط به کشف کتیبه فوق را منتشر کنم. اما تا ما بجنبیم برخی از دوستان با تماس به اداره میراث فرهنگی استان بوشهر از دکتر سرافراز دعوت کردند تا جهت بررسی سنگ نوشته به جزیره تشریف بیاورد. ایشان با بررسی اجمالی این کتیبه اظهار کرده که کتیبه مربوط است به حدود ۲۵۰۰ سال پیش. که خطوط میخی هک شده بر روی این کتیبه موید این موضوع است. همچنین کارشناس خطوط باستانی نیز از تهران تشریف آورده است برای نمونه برداری و ترجمه متن.  مطالب و توضیحات بیشتر راجع به نخستین کاشف این کتیبه و نیز کسانی که این اثر را از گمنامی نجات داده اند به زودی مشاهده خواهید کرد. همچنین یاداور می شوم که این کتیبه هم اکنون در محل احداث جاده دسترسی به کتابخانه بزرگ اداره آموزش پایانه هاست که با اطلاع ما و با عنایت شهردار محترم  جزیره، پروژه فوق متوقف شده است. تعدادی عکس نیز مربوط به جسد یک انسان که احتمالا مربوط به ۳۰۰۰ سال می شود را ارائه می کنیم تا مطالب بیشتر را پس از دریافت اطلاعات جامع از سازمان میراث فرهنگی و نیز گروه تاریخ دانشگاه شیکاگو، ارائه دهیم. در واقع فعلا مشغول نامه نگاری با مسئولین گروه تاریخ دانشگاه شیکاگو هستم تا بتوانم از اطلاعات آنها نیز در خصوص متن کتیبه و نیز شناسایی این منطقه باستانی استفاده کنم.

( جهت مشاهده عکسها در ابعاد بزرگ بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)

(گزارش مفصل - کلیک کنید) 

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 27 آبان1386ساعت 13  توسط ایکار  | 

 

مرگ آرام 151 دلفین در خلیج فارس

و دریای عمان

وقتی که کارسناسان در حال بررسی هستند

 

"لاشه بيش از ‪ ‪ ۷۰قطعه دلفين در دهانه خور گنگان واقع در۱۰۰ كيلومتري غرب شهر جاسك،  پيدا شد   رييس محيط زيست شهرستان جاسک عصر پنجشنبه با تاييد اين خبر به خبرنگار ايرنا گفت: هنوز علت مرگ اين دلفين‌ها مشخص نيست و موضوع دردست بررسي است.  ابراهيم بايرامي همچنين در خصوص نتيجه مرگ ‪ ۷۹قطعه دلفين ديگر كه در يكماه پيش در سواحل شرق اين شهرستان ديده شد نير افزود: اين موضوع هم در دست بررسي است. ساكنان منطقه كنگان جاسك به خبرنگار ايرنا گفتند: اين تعداد دلفين روز چهارشنبه به صورت نيمه جان به اين منطقه پناه آوردند و تعدادي از آنان را مجددا به دريا انداختند ولي دوباره به طرف سواحل آمدند ."

البته از این موضوعات در دست بررسی بسیار داریم و اینکه چه روز این بررسی های کارشناسانه به نتیجه خواهد نشست، پرسشی است که پاسخش کاملا واضح و آشکار است. مساله محیط زیست و حفاظت از پرندگان و آبزیان و پستانداران دریایی و دیگر گونه های نادر طبیعی در ایران امری است کاملا ناشناخته برای کسانی که خود را مسئول این بررسی های شاید کارشناسانه نامیده اند. این 151 دلفین تنها تلفاتی است که در یک ماه و در واقع فاجعه ای است که در این کوتاه مدت رخ داده و اگر بخواهیم فجایع دیگری را در نظر بگیریم، همچون نشت مواد نفتی و گوگرد در آبهای خلیج فارس بر اثر شکستگی خطوط لوله های نفت زیر دریا ( مثلا نشت صدها بشکه نفت در سواحل جزیره خارگ در سال 85 )، مرگ 5 نهنگ قاتل در فاصله سالهای 75 تا هشتاد ( مشاهده شده در ساحل خارگ) و بسیاری فعالیت های خصمانه که به نام " پروژه استحصال زمین از دریا" و . . . . بر اکوسیستم خلیج فارس و دریای عمان وارد ساخته ایم،  به راحتی خواهیم یافت که اینها عوملی است که در مرگ ناگهانی این دلفین ها چندان هم بی تاثیر نبوده است. بی توجهی ما به دلفین ها و از طرفی توجه بیش از حد دریاداران نیروی دریای آمریکا به این پستانداران دریایی برای مقاصد نظامی آن هم در همین خلیج فارس، آیا نمی تواند محرکی باشد برای آنها که در حال بررسی هستند؟ 

 مرگ دلفین ها در خلیج فارس و عمان همچنان ادامه دارد

امیدوارم این فاجعه دردناک تلنگری باشد برای ریاست محترم سازمان محیط زیست که کمی هم به خویش زحمت دهاد و به جای صدور مجوزهای غیر قانونی برای تخریب جنگل ها و مناطق توریستی ( به نفع دوستان عزیزمان در صنعت نفت! )، به ما که هیچ، لا اقل به فکر این موجودات زبان بسته و بسیار پرارزش محیط زیست ایران باشد.  

 

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 12  توسط ایکار  | 

 

پارادوکس

 

 پیش از هر چیز لازم می دانم از نظرات  مفید و انتقادهای سازنده تمام کسانی که ، در این 18 ماه،  ما را در معرفی سرزمین حیاتی و اما بی یار مانده و معذول در کرانه های خلیج فارس – جزیره خارگ -  و زدودن غبار قرن ها بر پیکر این ناهموار مثلث جغرافیای ایران، یاری رساندند و با نوشتن خاطرات و یا تماسهای تلفنی و ایمیل از ایران، آمریکا، آلمان، امارات متحده عربی و . . .  ما را غریق دریای بیکران الطافشان نمودند، بی نهایت سپاسگزاری کنم.

شاید 6 سال نوشتن وبلاگ (4 سال جزیره خارگ و 2 سال ایکاریوس)  آن هم با محوریت خارگ، تنها پاداشی که برایم داشته باشد همین نظرات و ایده های شماست و همینکه بدانم این خارگ دیگر آن جزیره ی عصر دقیانوسی یا جزیره ی خشک و بی روح مصور در کتاب های تاریخ، در ذهن دیگران نیست برایم بسیار ارزشمند است. بسیاری از دوستان که در شهرهای مختلف ایران یا کشورهای دیگر اقامت دارند و به هرنحو – مثلا شاغل بودن یکی از افراد خانواده در خارگ که مربوط بشود به 30 سال پیش یا خواندن کتابهای " چهارده ماه در خارگ"، "جزیره خارگ در دوره استیلای نفت"، "فارسنامه ناصری"، و . . . –  همواره خارگ را همان می بینند که در گوشه ی خاطرشان دارند و بر این تصورند که خارگ جزیره ای است متروک و کاملا نظامی یا که هیچ ساکن زنده ای ندارد و بسیار جای پرتی است و حتی از اینکه ایکاریوس را دیده اند گاهی ابراز تعجب هم کرده اند!

درست که این جزیره همچنان دچار دردهایی است حاصل از برخاستن از بستر دریا در 14 هزار سال پیش که به گمانم خفتنش در اعماق دریا در آن روز بسی بهتر بود از بیداری در دنیای صنعتی و نفت گرای امروز ... اما باز هم به رغم تمام زخم هایی که نفت بر پیکر این سرزمین آفتاب سوخته وارد ساخته و می سازد، همچنان می شود به جریان آبراهه ای در کاریزهای جزیره امیدوار بود، همچنان می شود آسمان را گاهی صاف هم دید گرچه بسیار دودآلودش ساخته اند، همچنان می شود مرجان های دریایش را جولانگاه ماهیان رنگارنگ دید، گرچه مرجانش را کشته باشند، همچنان می شود تک و توک آهویی در جزیره دید که اگر دیدگانت ورزیده باشد، گرچه آهوانش را بیماری ناعلاج بی خیالی آن محیط زیستی ها و نفتی ها و اصلا ما کشته باشد . . . زندگی اینجا جاری است، گرچه بی گاز باشند خانه ها، تنفس هم می شود کرد، گرچه برخی ها عوارض آلوده سازی هوای شهر را صرف خوشگذرانی دخترها و پسرها و همسرانشان در کالیفرنیا و نیویورک و سیدنی و . . . کنند. و می شود همچنان در کنار دریا ماهی گرفت، گرچه دور تا دور جزیره را حصار و فنس و پرچین و قلعه و بارو ساخته باشند . . . و اصلا خوب هم می شود مٌرد در اینجا . . .

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 11  توسط ایکار  |