تبليغاتX
ایکاریوس
استقبال نوروز چهارشنبه 28 اسفند1387 11

 

نوروز بر تمام فارسی زبانان جهان گرامی باد

 

شاید فرصت نباشد. پیشاپیش جشن ایرانیان باستان را به شما پرچمدارن پاکی تبریک می گوییم.  به امید موفقیت تمام ایرانیان. در زیر تاریخ کوچکی از نوروز باستانی را یادآور می شویم.

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

 

گزارش تصویری از شوش و چغازنبیل (۲)

عکس و گزارش: مصطفی دهقان

تصویر ۱:

تندیسی از زن یونانی. محل نگهداری: موزه شوش

 بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایکاریوس  | لینک ثابت |

 

گزارش تصویری از شوش و چغازنبیل (۱)

عکس و گزارش: مصطفی دهقان

مطالب مرتبط: از شوش بیشتر بدانیم

تصویر ۱:

 

این قلعه در سال ۱۸۹۱ به منظور اسکان هیئت باستان شناسی فرانسه، به دستور ژان ژاک دو مورگان تاسیس شد. معمار بنا فردی به نام حاج مصطفی دزفولی بوده که قلعه را بر اساس نقشه زندان باستیل فرانسه بر روی بقایای قلعه آکروپل شوش بنا نهاد. دیواره بیرونی قلعه  توسط آجرنوشته های ایلامی و هخامنشی تزیین شده که همین امر قلعه را به موزه آجر نیز تبدیل کرده. این قلعه در راستای قرارداد ۱۰۰ ساله فرانسه با ایران قاجار ساخته شد و تا سال ۱۳۷۳ نیز همچنان تحت مالکیت کشور فرانسه بود که خوشبختانه با رایزنی های جناب هاشمی رفسنجانی - رییس جمهور سابق - قرارداد ۱۰۰ ساله لغو و مالکیت این قلعه به ایران محول شد. شایان ذکر است که همچنان آثار کشف شده و اشیای عتیقه بسیاری در طبقه دوم این قلعه نگهداری می شود که از شرایط نامناسب و ناامنی  برخوردارند.

بر روی ادامه مطلب کایک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایکاریوس  | لینک ثابت |

از شوش بیشتر بدانیم یکشنبه 18 اسفند1387 13

 

سفر به شوش

 سرزمین خدایان باستان

تازگی ها فرصتی دست داد تا به همراه تنی چند از دوستان سفری داشته باشیم به شهر باستانی و زیبای شوش. هوای مطبوع خوزستان در فصل زمستان و بهار ایجاب می کند که دل به دریای جاده های سرزمین خوزستان بسپاری و اگر فرصت داشته باشی به تماشای ۱۰ هزار محوطه باستانی در این استان کهن بنشینی یا اصلا در طبیعت زیبا و سرسبز آن گردش کنی. اما شوش کجاست؟

"شهرستان شوش با مرکزيت شهر شوش در شمال غرب استان خوزستان واقع شده است. قرار گرفتن شوش در راه ترانزيتي اهواز- خرم آباد و عبور خط راه آهن و وجود مراکز ديدني ، تاريخي و طبيعي باعث شده است که شوش به عنوان قطب مهم گردشگري در استان خوزستان مطرح باشد. مساحت شهرستان شوش حدود 3577 کيلومتر مربع و جمعيت آن بر اساس سرشماري 1370 حدود 158000 نفر بوده است که با احتساب رشد جمعيت اکنون به بيش از 200000 نفر رسيده است.

در ابتداي تاريخ بشر که انسان متمدن با اختراع ذوب فلز و خط به پيشرفت چشمگيري دست يافته بود منطقه بين النهرين جايگاه ويژه اي داشت. سه تمدن مشهور در اين قسمت در جوار يکديگر مي زيستند: آشوري ها ، ايلامي ها و بابلي ها . شوش پايتخت ايلام از موقعيت ممتازي برخوردار بود. ايلام در واقع تلفظ آشوري سرزمين هل تم تي به زبان ايلامي است و هل تم تي به معناي "سرزمين خدايان" است. دلايل اصلي پيشرفت ايلامي ها و پايتخت آنان شوش از حدود 7000 سال پيش به اين شرح است: 1- دلايل ژنتيکي مبتني بر هوش ذاتي 2- دلايل اقليمي و مناسب بودن جلگه خوزستان براي کشاورزي و دامپروري 3- رقابت با تمدنهاي مجاور خصوصا" تمدنهاي بين النهرين.

به اين ترتيب ايلامي ها توانستند براي هزاران سال در پايتخت خود شوش قدمهاي بسيار موثري براي پيشرفت خود و تمدن بشر بردارند، به طوريکه پيشرفت خط، معماري، ذوب فلزات و شيشه و هنر پيکر تراشي همگي مديون مردمان ايلام است. گستره سرزمين ايلام گاهي بسيار وسيع بوده است به طوريکه گاهي تمامي تمدن هاي بزرگ اطراف خود را مطيع خويش مي ساختند و تمدن آنها تا مرزهاي مصر گسترش مي يافت. در آن هنگام شوش علاوه بر پايتخت بودن يک شهر مذهبي و کانون عبادي تمام عيار محسوب مي شد.آثاري که از شوش، هفت تپه، چغازنبيل و ايذه به دست آمده است حقايق زيادي را در مورد نوع زيست و نگاه ايدئولوژيک آنها روشن ساخته است اما بسياري از سوالات راجع به تمدن ايلامي هنوز در پرده ابهام باقي مانده است.

پس از سقوط ایلامی ها شوش برای مدتی اعتبار و شکوه خويش را از دست داد اما با ظهور بزرگترين سلسله تاريخ یعنی هخامنشيان و به دليل علاقه و رابطه آنها با ایلامی ها ، شوش بار دیگر اعتبار و منزلت بسیار یافت. در این زمان شوش به مدت چهار قرن به عنوان مهمترین پایتخت هخامنشیان در جهان شناخته می شد. پادشاهان هخامنشی بناهای باشکوه بسیاری در شوش ساختند و سفرای سیاسی کشورها در شوش به دیدار شاه می رسیدند. پيوند و تعهد ملل مختلف در ساخت بناهای شوش در آثاری که به دست آمده مشهود است. داريوش در کتيبه ای در شوش می گويد : "به یاری اهورامزدا کاخ با شکوه شوش را بنا کردم".

دشتهای حاصلخيز شوش دير زمانی شاهد حرکت سربازان هخامنشی برای فتح مصر و یونان بود و جهان متاثر از فعاليت های سياسی بود که در شوش اتفاق می افتاد. و شوش که در آن زمان چندين هزار سال از عمر خود را سپری کرده بود به بالاترين موقعيت سياسی رسيد. اما با حمله اسکندر به ايران و شکست آريوبرزن در جنگ با يونانیان و ورود آنان به شوش ، اين شهر ديگر هرگز  آن شکوه و عظمت را بازنيافت. نقل است که اسکندر در شوش دستور داد تا سردارانش از دختران نجيب زاده ايرانی همسرانی برای خود برگزینند. سربازان اسکندر قبل از عزيمت ايشان به فلات مرکزی ايران، بسیاری از آثار باشکوه هخامنشی در شوش را ويران کردند و شهر در غم شکست ايرانیان به سوگ نشست. "[1]

 اما گزارشی تصویری از شوش شاید تصویر بهتری را از این شهر  ارائه کند. پس گزارش تصویری را در پست بعدی مشاهده نمایید.

 مطالب مرتبط: گزارش تصویری از شوش و چغازنبیل (1)



[1] مهرابی، هادی – تاریخ شوش – وبسایت شوش به نشانی www.susacity.org    درتاریخ 18/12/87 ساعت: 12:10

نوشته شده توسط ایکاریوس  | لینک ثابت |

 

سفر به شوش، سرزمین خدایان باستان

هفته پیش به همراه ۲ تن  از دوستان نویسنده، جغرافیدان و یک زبان شناس لهستانی، سفری داشتم به شهر باستانی شوش. به زودی گزارش و عکس های مربوط به این سفر را  در همین قسمت بخوانید.

نوشته شده توسط ایکاریوس  | لینک ثابت |

شعری از دکتر شریعتی یکشنبه 11 اسفند1387 12

سلام

خواستم از طرف خودم تقدیر و تشکر کنم از آقا مصطفی گل که با مطالب سنجیده خود روز به روز به مردم خونگرم جنوب در شناخت بهتر سرزمین مادری خودمان کمک شایانی داشته است. و از ایتکه مدت زیادی بود سر به وبلاگ نزده بودم دلم برا همه شما تنگ شده بود حرکت ثانیه های عمرم با نقص فنی همراه شده بود. یه متن ادبی از دکتر شریعتی انتخاب کردم که امیدوارم لذت ببرید.

 

رنج جان کاهی است بودن و مجهول ماندن

گنج بودن  و در ویرانه ها فراموش ماندن

رنج بزرگی است علم بودن و عالم نداشتن

علم بودن وعالم نیافتن

زیبا بودن و نادیده ماندن

فریاد بودن و ناشنیده ماندن

نور بودن و روشن نکردن

آتش بودن و گرم نساختن

عشق بودن و دلی نیافتن

روح بودن و کالبدی نبودن

چشمه بودن و تشنه ای ندیدن

پیام بودن و پیامبر بودن و کسی نداشتن

مثنوی بودن و خواننده ای ندیدن

چنگ بودن وپنجه ی نوازنده ای نبودن

چه بگویم؟خدا بودن و انسان نداشتن.

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

روز ملی خارگ چهارشنبه 7 اسفند1387 11

 

برگزاری روز ملی خارگ

فکر کردم لازم است جزیره کوچک اما سرنوشت ساز و درآمد زا و نفتی خارگ را باید از زاویه ای دیگر دید. یعنی تمام آنچه را که تاکنون از این جزیره دیده یا شنیده ایم و در کتاب و دفترها و سفرنامه های گوناگون خوانده ایم، مورد تردید قرار دهیم و طرحی نو در شناختش دراندازیم. و اصلا شک کنیم به اینکه آیا اینجا بزرگترین پایانه صادرات نفت خام در دنیاست. و اگر هست پس چرا بافت مسکونی شهرش که باید زیباتر از حتی نوتردام باشد به این وقاحت و پستی است. یا اینکه اصلا فرصتی بگذاریم برای شناخت هرچه بیشتر این تخته سنگ چدا افتاده از خاک ایران. و غوص کنیم در اعماق دریایش و صید کنیم مرواریدهای درخشان روزگاران را. و به خوشتن بقبولانیم که اینجا می تواند و باید جدا از هیاهوهای استراتژیک، آزاد باشد.

و نیز فرصتی بگذاریم برای تمجید از قهرمانان و دانشمندان و شاعران و هنرمندان و همه آنهایی که در راه اعتلای ایران اسلامی عزیز و دفاع از تمامیت ارضی و فرهنگی و علمی، به رغم سخت زیستی در جزیره، گام هایی بلند برداشته اند. یک روز را به پاس قدردانی از مردمی که ۵۰ سال است جور سنگین حمایت از صادرات نفت و دفاع از تاسیساتش را قبل و بعد از جنگ تحمیلی بر دوش کشیده اند، قرار دهیم. و بستری فراهم آوریم برای حمایت از استعدادهای سرشار کشور و از دانشمندان و هنرمندان و متخصصین دعوت کنیم تا با ارائه طرح ها و برنامه های خویش، ما را در رسیدن به موفقیت یاری کنند.

پانوشت: وبلاگ ایکاریوس آماده دریافت نظرات و پیشنهادات شما دوستان و هموطنان گرامی در خصوص چگونگی برگزاری روز ملی خارگ می باشد. 

 

نوشته شده توسط ایکاریوس  | لینک ثابت |

ایکاریوس خارگ است نه فیلکه دوشنبه 5 اسفند1387 21

 

ایکاریوس خارک است نه فیلکه

چندی پیش دوست و همکار وبلاگ نویسم در وبلاگ وزین جزیره خارگ مقاله ای را منتشر نمود تحت عنوان ایکاریوس فیلکه است نه خارگ که در آن مقاله نه چندان علمی نویسنده محترم تلاش نموده بود یافته های باستان شناسی و گزارشات باستان شناسانی چون رومن گیرشمن را نادیده گرفته و با اصرار به خواننده تفهیم کند که ایکاریوس نام یونانی جزیره فیلکه است در کویت. در واقع گرچه من متخصص تاریخ نیستم و بنابراین نباید مطلبی هم در این باره اظهار کنم، اما طبق آنچه که در طول سالها آشنایی با تاریخ جزیره خارگ فراگرفته ام و از این و آن یا غور در نوشته های این و آن دیده ام، چنین استنتاج کرده ام که ایکاریوس همان جزیره امروزی خارگ یا خارک در شمال غربی خلیج فارس است و یافته های باستان شناسی در جزیره فیلکه کویت نیز گرچه گواهی است از دوران تسلط ایلامیان بر کرانه های جنوبی خلیج فارس و به خصوص سرزمین کویت، اما اگر بپذیریم که ریشه نام امروزی خارک به نام های یونانی آراکیا، ایکار و ایکاریوس قرابت ظاهری و لفظی غیرقابل انکاری دارد، آنگاه بهتر می توانیم در این باره قضاوت کنیم.

همچنین از قرابت ظاهری عنوان خارک نیز اگر صرف نظر کنیم، وجود آثار باستانی و کهنی همچون دخمه های پالمیران، گورهای لحد سنگی - معروف به دوخواهران - کلیسای باستانی جزیره که خود آقای رضوی در مقاله ای مفصل به توصیف آن و لزوم مرمت آن پرداخته است، شواهد خوبی است برای اثبات این فرضیه که "ایکاریوس خارگ است نه فیلکه".

همچنین اگر آثار نامبرده را  نپذیریم باز هم دلایل و شواهد کافی برای اثبات این فرض موجود است. برای مثال می توان به کتیبه باستانی جزیره خارگ اشاره نمود که طبق حدسیات باستان شناسان کشور مشخص شد که متعلق است به دوره هخامنشی و با قدمتی ۲۵۰۰ ساله، گواهی است براثبات نام خلیج فارس. گرچه عمر ۲۵۰۰ ساله کتیبه در زیر خاک به زودی بر روی خاک خاتمه یافت، اما اگر فرض کنیم که وجود چنین کتیبه ای به مثابه مدرک باستانی بودن جزیره و نیز سند هویت جزیره خارگ به عنوان ایکاریوس باشد، پس دیگر دلیلی ندارد با بیان  فرضیه ای قدیمی، تلاش کنیم تا بهانه های بیشتری برای اعراب سودجوی حوزه خلیج فراهم کنیم و آنها را در تخریب هرچه بیشتر هویت تاریخی و فرهنگی خویش یاری کنیم.

شایان ذکر است که پیش از کشف کتیبه هخامنشی جزیره خارگ، بقایای فسیل شده یک اسکلت که احتمالا مربوط است به ۳۰۰۰ سال پیش در فاصله ۲۰۰ متری کتیبه و در کنار یک دخمه مربوط به دوران غارنشینی در جزیره کشف شد که به دلیل بی توجهی مسئولین میراث فرهنگی، قبل از کتیبه نابود شد.

 

نوشته شده توسط ایکاریوس  | لینک ثابت |