کنجکاوی گربه را می کشد

گربه ها و سگ ها همواره در ادبیات مورد توجه بوده اند. و در واقع در دو اکستریم مقابل قرار گرفته اند، یکی گربه که نماد کنجکاوی و جوینده ی حقیقت و از نظر من آینه ی انسانی است که در مقابل ناعدالتیهای موجود سر تسلیم فرود نمی آورد. و همواره در تلاش و تکاپو است برای بهبود اوضاع. اما سگ نماد انسانی است که ظلم را پذیرفته و تلاشی هم برای بهبود اوضاع خویش ندارد. او به یک تکه استخوان راضی است و تن به پذیرش ناعدالتی های موجود می دهد و به زندگی در شرایط ناملایم نیز راضی است. و این چنین می شود که گاهی اوقات زندگی در شرایط نا ملایم را "زندگی سگی" تعبیر می کنند. این نوع زندگی می تواند همان زندگی فردی یا حتی زندگی در دامنه یک خانه بزرگ همچون یک کشور باشد.

این تضاد در شخصیت گربه و سگ به خصوص در ادبیات انگلیسی تا آنجاست که حتی در داستانی کارتونی به نام "گربه سگ"، به بررسی تضادهای رفتاری و نوع زندگی و تصمیم ها و رویکردهایی که هر کدام در شرایطی خاص اتخاذ می کنند، پرداخته شده است.
اما آنچه که در مورد این دو موجود یا این دو شخصیت، جالب توجه است سرانجام و آینده ای است که در انتظار آنهاست. در واقع گربه ها سرنوشتی جز مرگ و فقدان جسمی ندارند و این همان مفهومی است که در ادبیات انگلیسی حتی ضرب المثل شده است. و به قول آنها، Curiosity kills the cat. خواه به حادثه باشد خواه به جبر خانه ای که در آن زیست می کنند. و سگ ها نیز با رویکردی که پیش می گیرند همواره در رفاه و خوشبختی ظاهری هستند، حال آنکه در عمق وجودشان از همان زندگی سگی رنج می برند. اما گربه ها گرچه طعم مرگ را هم چشیده باشند، اما پایان ناپذیر و تکرار شونده اند.
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
See the Sea
photo-text by: Icarius
The wave, when it comes

it sounds that the white hands of the ocean try to catch you, they seem strong, and very hard to fight with
but when it goes

it leaves you very easy, like a loser trying to show reluctance for the fight
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
اینجا هم خانه ی توست ژنرال استرزل
نگارش و تصویر: ایکاریوس
مکان: باقت قدیم بوشهر و کلیسای ارامنه
یکی از مواردی که در سفرهای گوناگون سعی کرده ام نگاهی به آن داشته باشم معماری و بافت شهرهایی است که از آن دیدن می کنم. خوشبختانه تنوع جغرافیایی و اقلیمی در نقاط مختلف کشور این فرصت را فراهم آورده است که در هرکجای ایران بتوان عمارت های باشکوه و معماریهای بی نظیری را یافت برای دیدن و احیانا عکس گرفتن.

گرچه امروز اکثر شهرهای ایران از نظر من اصالت و قدمت بومی و فرهنگی خویش را از نظر معماری تا حدودی از دست داده اند و ساخت و سازهای بی رویه، بسیاری از شهرها را به محیط های خوابگاهی تبدیل کرده است، اما در جاهایی که بناها و عمارات تاریخی را مرمت و بازسازی و حفظ کرده اند، می شود گوشه هایی از معماری باشکوه و مستحکم ایرانی را دید.

گرچه برای انسان مترقی و مصزف گرا و مارک پوش امروزی آن هم در جامعه ی ما که هر روز به رنگی است تازه و بی آنکه از خود فرهنگی داشته باشیم و احیانا لباسی در خورند صادرات به آن سوی آبها، ایستادن و کوبیدن بر پاشنه چنین درب هایی کهنه، کاری است ناخوشایند و مردود.

و نیز دیگر آنچنان درگیر روزمرگی ها و دخل و خرج های زندگی اقساطی شده ایم که دیگر نه نیازی داریم به نشستن در پشت این پنجره های چوبی و شیشه های رنگارنگ و نه اینکه اصلا دغدغه ی ترقی اجازه ی زندگی در چنین خانه هایی را می دهد.

و اینگونه است که خاطرات کودکی را در تاریکی خانه های کهن رها می کنی و با پولی که از فروش این خانه ی کهن به سازمان میراث فرهنگی دریافت کرده ای رهسپار خانه ای نو در بهترین نقطه ی شهر می شوی.

و من در این اندیشه ام که شاید این عکس نمونه ای باشد از آخرین تصاویری که این چنین بچه ها را بی قضاوت در نگاهشان نسبت به اطراف نشان می دهد و معلوم نیست که همین بچه ها فردا وقتی که بزرگ شدند اصلا یادی هم از این دیار قدیمی و روزهای خوش کودکی شان در بافت قدیم، داشته باشند.

و تو هرچقدر هم که عجله داشته باشی برای فرار از کودکی هایت که در اینجا سپری کردی باز ناگزیر به گذشته سر خواهی زد

و خواهی دید که خانه های کودکی را هرچند سست و قدیمی، دوست خواهی داشت.

به هر حال، اینجا هم خانه ی توست ژنرال استرزل!
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |














