قرار نیست امروز درباره این عکسها توضیحی دهم. یعنی خوب یا بد فکر می کنم بهتر است که بیننده خود برداشتی از آنچه می بیند برای حداقل خودش داشته باشد. البته عکسها در رنگ و زاویه تفاوت بسیار دارند. اما بی ربط نبوده اند و دست کم من به تناسبی میان آنها رسیده ام.




| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
درگذشت عبدالحسین شریفیان
مترجم و داستان نویس

همین تازگی ها بود که خبر ناگوار از دست دادن سیدرضا سید حسینی مترجم نامی، جامعه ادبی کشور را داغدار نمود. اما این روزها باز هم شاهد از دست دادن یکی دیگر از مترجمان ارزشمند و مشهور یعنی عبدالحسین شریفیان بودیم که در عمر ادبی خویش بیش از شصت ترجمه را به خوانندگان ایرانی تقدیم کرده است.
عبدالحسين شريفيان مترجم پيشكسوت سال ۱۳۰۵ در بوشهر متولد شد. پدر و پدر بزرگش ناخدا بودند و بر كشتيهاي معين التجار درياها را مي پيمودند. شريفيان هم چون بسياري ديگر از بزرگاني كه از بوشهر برخاستهاند محصل مدرسه سعادت بود. يكي از چند مدرسه ايران كه به شيوهاي مدرن در آن روزگار اداره ميشد.
شريفيان جوان براي ادامه تحصيل تا اخذ ديپلم راهي شيراز مي شود. سالهاي آخر دبيرستان است و ميل به ترجمه سبب ميشود تا به اين وادي كشيده شود، به نحوي كه براي روزنامه ديواري دبيرستان هم مطلب ترجمهاي مينويسد. وي در اين زمينه ميگويد:
«در آن سال ها به دليل شرايط بد آب و هوا و زندگي در بوشهر كمتر دبير ليسانسهاي حاضر ميشد محل خدمت خود را در آن شهر انتخاب كند به همين دليل اكثر كساني كه در دبيرستانهاي شهر درس ميدادند فارغ التحصيلان دانشسراي مقدماتي بودند. در مورد آموزش زبان هم اوضاع بدتر بود چونان كه ما معلمي داشتيم كه حقيقتاً زبان بلد نبود ولي درس مي داد. من از بدو آموختن زبان تا زماني كه به شيراز رفتم هر چه آموخته بودم از اولين معلم ام ميرزا محمد رحيم بوشهري بود كه ايشان هم در هندوستان درس خوانده بود و بعد از فوت او ما مانديم بدون معلم زبان دان واقعي»
شريفيان دوران آموختن تكميلي زبان انگليسي را در دوران دبيرستان كه با برخي از انگليسيها حشر و نشري داشت و در دوران سربازي طي كرد. او كه ميل بسيار به آموختن زبان داشت در دوران سربازي هم در بخش ترجمه ميسيونري آمريكا مشغول شد و پس از گذراندن دوره هاي آموزشي سربازي و گرفتن درجه افسري به عنوان مترجم يكي از افسران آمريكايي كه در دانشگاه جنگ تدريس ميكرد مشغول به كار شد.
شريفيان پس از پايان دوران سربازي به استخدام يك شركت ژاپني در ميآيد و فعاليت خود را به عنوان مترجم حرفهاي آغاز ميكند. فعاليتي كه تا سال ۶۲ و افول حضور گسترده شركتهاي خارجي در ايران ادامه مييابد. در اين بين او در دانشكده زبانهاي خارجي دانشگاه تهران تلاش ميكند تا ادامه تحصيل دهد كه بر اثر فشار كاري و البته در اين ميان ازدواج ،دانشگاه او را جا مي گذارد و او دانشگاه را رها ميكند.

با اين حساب وي روزها به ترجمه متون اداري ونامهها در اداره خود مشغول ميشود و شبها به ترجمه رمان و داستان ميپردازد. شريفيان از جمله مترجمان شناخته شده برخي از نشريات معروف آن دوران چون فردوسي، كيهان هفته و يا اميد بوده است. شریفیان در سالهای عمر ادبی خود بیش از ۶۰ کتاب ترجمه و هشت داستان کوتاه به چاپ رساند که از ترجمههای او میتوان به "اساطیر جهان: داستانها و حماسهها"، "خوشههای خشم"، "ماشین زمان" و "دمیان" اشاره کرد.
وي عمده رمانهاي هرمان هسه، رمان نويس انگليسي را برگردان فارسي كرد كه برخي از آنها از سوي انتشارات اساطير به بازار كتاب عرضه شد. سال 1382 به خاظر عمري تلاش در ترجمه فارسی رمانهاي مهم دنيا مراسم نكوداشتي باحضور برخي از همراهان ودوستان شناخته شده شريفيان، از جمله نجف دريابندري، در بوشهر برگزار شد.
شريفيان صبح دوشنبه 26 مرداد در سن 83 سالگي در تهران درگذشت.
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |















