تبليغاتX
ایکاریوس

 

گفتگوی اختصاصی با دکتر ویلم فلور- تاریخ دان هلندی:

 چشمهایت را ببند

دکتر ویلم فلور

گفتگو و ترجمه: مصطفی دهقان

لینک مطلب در هفته نامه نسیم جنوب

 آنچه انجام این گفتگو را محرک بود، ابهام و دوگانگی در تعریفی است که نویسندگان و مورخان گوناگون از شخصیتی ضد استعماری که برای نخستین بار موفق شد دست هلندیان را از خلیج فاس کوتاه کند و آنها را برای همیشه از این نقطه از ایران اخراج کند، ارائه کرده اند.

میرمهنا وغایی فرزند میر ناصر وغایی - حاکم بندر ریگ ، پس از نزاعی که بر سر مال التجاره خارگ میان او و کمپانی هند شرقی هلند در سال 1763 میلادی به وجود آمد، "با کشتی هایی که پرچم سیاه با کلمه لا اله الا الله داشت، با کشتی های هلندی به مبارزه برخاست." و سپس به قلعه مستحکم آنها در جزیره خارگ حمله کرد و بعد از چند روز جنگ و درگیری با آنها، بساط گردنکشی و چپاولشان را از جزیره خارگ و همچنین خلیج فارس برای همیشه برچید.

عده کثیری از نویسندگان و محققان و به خصوص مورخان ایرانی میرمهنا را که "همه زندگی خود را در راه مبارزه با هلندی ها، انگلیسی ها و دستگاه حاکمه ظالم و جابری که طی قرون مختلف هدفی جز غارت و چپاول مردم جنوب و ساحل نشین نداشتند سپری کرد" ، یک راهزن و دزد دریایی معرفی کرده اند و در این منفی نگری نسبت به او چنان افراط و اطناب کرده اند که برخی او را پدر کش یک چشم معرفی کرده و در توصیفش نوشته اند که تنها با اعدامش در بصره دنیا آرام گرفته است. اما این که او دزد دریایی یا اصلا راهزنی سفاک بوده است یا خیر پرسشی بود که تا کنون بدان به طور خاص نپرداخته بودند. بر آن شدیم تا با دکتر ویلم فلور، یکی از مورخان و محققینی که بسیاری از اطلاعات تاریخی مربوط به دوران حضور هلندیان در خلیج فارس را گردآوری کرده در این باره گفتگو کنیم، وي در اين گفتگو از نظريه خاص خود درباره ميرمهنا دفاع كرده است، نظريه اي كه محل مناقشه و ترديدهاي بسياري است و شنيدن نظريه فلور از زبان وي درباره ميرمهنا مي تواند محققين را با مستندات مخالفان ميرمهنا آشنا نموده و راه را براي رفع اين ترديدها نشان دهد.

(بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایکاریوس  | لینک ثابت |

 

Face to face with sharks

Interview with an international Underwater Cinematograph – Charles Maxwell

هفته پیش مصاحبه ای داشتم با چارلز ماکسول، عکاس و فیلمبرداربین المللی  زیر آب در آفریقای جنوبی که خوشبختانه به لطف دوستم حمیدرضا بناری در هفته نامه نسیم جنوب به چاپ رسیده است.  پس گفتگو این است:

چارلز ماکسول یک تصویربردار زیرآب است که در کیپ تون، ،آفریقای جنوبی فعالیت دارد و به عنوان یک عکاس و عاشق محیط زیست دریا، مدت 35 سال است به تصویربرداری و عکاسی زیرآب فعالیت دارد و تا کنون مستندهای مختلفی را برای شبکه BBC  و موسسه نشنال ژئوگرافیک و شبکه دیسکاوری تهیه کرده است. بخشی از گفتگوی زیر برگرفته از مصاحبه مجله نشنال ژئوگرافیک است با وی و مابقی نیز حاصل گفتگوی ما با اوست که مشتاقانه از تجربیاتشان در دریا سخن گفتند و بخشی از عکسهای جدید خود را نیز در اختیار ما گذاشتند.

 

- به طور خلاصه، از نظر خودتان چارلز ماکسول چه کسی است؟

من واقعا یک آدم خیلی معمولی هستم. همیشه عاشق دریا و حیوانات و ماهیهایی که در آن زندگی می کنند بوده ام. و خوشبختانه زندگی در کیپ تون – در گوشه جنوبی آفریقای جنوبی – این فرصت را به من داده است که بتوانم درست نزدیک خانه ام غواصی های باشکوه داشته باشم. با اینکه 40 سال است که غواصی می کنم، اما هنوز هم وقتی که  قایقم را برای یک غواصی به "فالس بی" می برم، لذت می برم. فالس بی در مرز اقیانوس های هند و اطلس است و از لحاظ زیست دریا بسیار غنی است.  با این حال جای چندان راحتی برای غواصی نیست. برعکس خلیج فارس که دریا همیشه آرام و شفاف و گرم است، اینجا همیشه وضعیت فرق دارد. معمولا آب سرد است و دمای آن در حدود 14 درجه سانتیگراد است. البته هرچه در امتداد شمال به سمت موزامبیک می روید آب گرمتر می شود.

- چطور شد که وارد دنیای تصویربرداری زیرآب شدید؟

من غواصی رو از سال 1968 شروع کردم و خیلی زود به عکاسی از موضوعات ثابت و بی تحرک در زیرآب علاقه مند شدم. اون موقع وسایل مطمئن امروزی هم نبود و همیشه دوستانی که توی قایق بودند شاکی بودند، چون مجبور بودند مسیر من را از بالای آب دنبال کنند و فلاشهایی رو که بعد از هربار استفاده من در زیرآب، خراب می شد، برايم عوض کنند. بعد از آن خیلی علاقه مند شدم به کاوش غارهای زیرآب و در سال 1987 از من دعوت کردند تا رهبری یک تیم غواصی رو جهت کاوش غار "دراگون بریز" برعهده بگیرم. دراگون بریز یکی از بزرگترین دریاچه های زیرآب جهانه و در نامیبیای شمالی که یک کشور کم جمعیت در همسایگی آفریقای جنوبیه قرار داره. در اون ماموریت با جرالد فاور، فیلمساز سوئیسی آشنا شدم که جهت تهیه مستندی از ماجراجویی ما آمده بود. ما دوستای خوبی با هم شدیم و من در کار سخت نورپردازی آن هم در محیط یک غار زیرآب بهش کمک می کردم. بلافاصله بعد از پایان کار و برگشت به "کیپ تون" یک دوربین فیلمبرداری 8 میلی متری خریدم که اون روزها دارای "کیفیت پخش تلویزیونی"  بود. وقتی که اولین کارم درآمد واقعا هیجان زده شدم. یه فیلمبرداری بود از لوله های ترکیده ی فاضلاب که به دریا می ریخت و من برای بخش لطمه های زیست محیطی در یکی از شبکه های تلویزیونی افریقای جنوبی تهیه اش کردم. بنابراین اولین کارم فیلمبرداری از فاضلاب بود. بعد از اون کارها کم کم خوب شد و خوشبختانه تا امروز خوب بوده است.

- برای واردشدن به این حرفه چه نوع آموزش های رسمی دیده اید؟

من یک غواص حرفه ای هستم. عکاسی و فیلمبرداری را بعدها به خاطر سرگرمی انتخاب کردم که البته آخرش از غواصی حرفه ایم که مهمترین منبع درآمدم بود، پیشی گرفت. و این یکی از بهترین چیزهای مربوط به شغلم هست که هیچ چیزدیگه ای نمی تونه جای این تجربه رو بگیره.

- شما از چه نوع وسایل یا تجهیزاتی استفاده می کنید؟

در حال حاضر بیشتر از دوربین های DVCAM زیرآب استفاده می کنم، چون کیفیتشون برای پخش تلویزیونی قابل قبوله و دوربینهاش هم جمع و جور و ارزونه. با دوربین های فیلمی 16 و 35 میلی متری هم فیلم گرفتم، اما شخصا اون حالت سنتی بودن دوربین های کوچک رو بیشتر ترجیح میدم. گام بعدی برای من، فرمت جدید HD است که باید انشاالله در یک دوربین جمع و جور وارد بازار بشه. سعی می کنم همیشه با جدیدترین تجهیزات پیش برم، نه فقط در مورد دوربین بلکه در مورد تجهیزات نورپردازی، محفظه ضدآب و وسایل ارتباطی زیرآب. الان از محفظه Amphibico و نورافکن های  Kowalski Xenon استفاده می کنم. خوشبختانه یک تکنسین دریایی رو می شناسم که تمام تجهیزات تخصصی منو طراحی و تولید می کنه. مثلا towcam که قراره در فیلمبرداری از خشم کوسه ها که می خوام همین زمستون برای نشنال ژئوگرافیک کار کنم، ازش استفاده کنم. یه انبار دارم پر از تجهیزات پیشرفته و عجیب غریب.

- آفریقای جنوبی برخی از بی نظیرترین و دست نخورده ترین آبهای ساحلی رو داره. چه چیزیش بیشتر از همه برای شما مهمه؟ 

آفریقای جنوبی از لحاظ تنوع زیستی دریا بسیار متنوعه و از جنگلهای کلپ در آبهای سرد  جنوب کیپ گرفته تا آبهای نیمه استوایی کوازولو- ناتال متغیره. و این امر به دلیل وجود دو جریان قدرتمند اقیانوسی ست که یکی جریان اقیانوسی بنگوئلاست که از جنوب اقیانوس اطلس در امتداد ساحل شرقی به سوی شمال حرکت می کنه و یکی دیگه جریان گرم موزامبیکه  که در امتداد ساحل شرقی به سوی جنوب سرازیر می شه. این دو جریان در کرانه های آگولهاس تلاقی می کنند و در هم می آمیزند. و نتیجه این می شه که در ساحل آفریقای جنوبی شما می تونید کوسه های آفتابگیر و نهنگ های جنوب، کوسه نهنگ ها و ریف های مرجانی رو همگی در یه منطقه کوچیک مشاهده کنید.

- کمی از خانواده تون بگید و اینکه عکس العمل اونا نسبت به حرفه شما چی هست؟

من ازدواج کردم و دو پسر و یه دختر دارم. همشون غواصی می کنند، اما عشقشون جای دیگه ای ست. اما این قضیه زیاد نگرانم نمی کنه و اگر چه خیلی خوبه که شغلم رو به اونا انتقال بدم اما معتقدم که اونا باید خودشون به دنبال سرنوشتشون باشن. گاهی اوقات که تصویربرداریهای سختی از کوسه ها دارم، همسرم خیلی نگران می شه اما چون من اصول سفت و سختی رو از نظر ایمنی رعایت می کنم، این نگرانی خیلی کم پیش میاد.  شغل من هیچ وقت نمی تونه بدون خطر باشه، اما باید علی رغم دستیابی به بهترین نتیجه در کار، این خطرها رو هم به حداقل رسوند.

- چه فرقی هست بین دنیای زیرآب و دنیایی که در اون زندگی می کنیم؟

زیرآب بودن درست مثل اینه که تو یه دنیای دیگه باشی. به جز صدای حباب غواص ها و ترق تروق موجودات مرجانی، تقریبا هیچ صدای دیگه ای نیست. نهنگ ها، دلفین و شیرهای آبی در زیرآب کاملا شلوغ و پرسر و صدا هستند. چون صوت در آب به دلیل چگال بودن آب سریع تر از صوت در هوا سیر می کنه، بعضی وقت ها صدای نهنگ های گوژپشت رو می شنوم که کیلومترها از من فاصله دارند. صداشون رو می شنوم اما نمی دونم کجا هستند یا دارند چه کار می کنند.

- اگر قرار باشه پیام ویژه ای رو به خواننده های ایرانی این گفتگو بفرستید، دوست دارید چه چیزی بگید؟

شما در کشوری زندگی می کنید که سرشار از تاریخ زیباست و قدمتش به هزاران سال می رسه: خواستگاه تمدن. برای واقعا باعث افتخاره که صحبتهام قراره به زبان فارسی ترجمه بشه. در جایی می خوندم که زبان فارسی باستان رو تو کتیبه های به جامونده از سلسله هخامنشیان پیدا کردند.  یعنی سلسله ای که تقریبا 2600 سال پیش فرمانروای سرزمینهای قلمرو آریایی ها (که اسم امروزی ایران از اون گرفته شده ) بود. منظورم اینه که زبان شما از تاریخی بسیار طولانی تر نسبت به زبان انگلیسی که من به اون صحبت می کنم برخورداره.

- و حرف آخر شما؟

برای شما و همه ی هموطنای  ایرانی تون تو این روزهای سخت و پرفراز و نشیب بهترین آرزوها رو دارم. کار سخت ترجمه هم بر عهده ی توئه که البته می بینم انگلیسیت خیلی خوبه ، پس زیاد مشکلی نداری. راستی آدرست هم همینه که گفتی؟ می خوام چندتا DVD  از کارهام رو برات بفرستم.

مقاله در نسیم جنوب

 

 

نوشته شده توسط ایکاریوس  | لینک ثابت |

 

مصطفي دهقان عكاس و محقق جوان خارکي:در استان ما مقوله فرهنگ براي مسئولان فرهنگي ناشناخته مانده

                                                                   

به خاطر ارتباط موضوعي كه اين نمايشگاه با فعاليت هاي ميراث فرهنگي دارد قرار بر اين شد ما با حمايت ميراث فرهنگي اين نمايشگاه را در بوشهر برگزار كنيم. دو هفته پيش رايزني هاي لازم نيز صورت گرفت تا اين اداره براي برگزاري نمايشگاه به ما مكاني دهد تا چند روز پيش كه دوباره ما پيگير مسئله شديم مسئولين محترم گفتند كه...

 

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایکاریوس  | لینک ثابت |