![]() |
به تازگی به همراه رفقا عکسهایی از دنیای زیر آب در جزیره خارگ گرفتیم که بد نیست شما هم ببینید. البته به دلیل حجم بالای عکسها و پایین بودن سرعت اینترنت در ایران مجبور شدم سایز عکسها رو کاهش بدم که بالتبع کیفیت هم پایین اومده. با این حال به دیدنش می ارزه فکر کنم.



عکاسی زیر آب !
هنری که تازگی ها سخت در حال فراگیری آن هستم. این مدتی هم که وبلاگ به روز نشده درگیر همین موضوع بوده و تحقیق و ترجمه در این زمینه به کلی وقتم را گرفته. در واقع هنر عکاسی در زیر آب در کشور ما هنری است بیگانه که . . .
تخریب محیط زیست خرج دارد
27 مرداد 1334
«... چند تا صدف جای سیگاری خریدم. از این صدفها در خارگ فراوان است. زیرا هنوز چنانکه پیشترگفتم در فصل صید مروارید دو سه نفر غوص می کنند. . . مقداری هم صدف و گوشماهی و غیره تهیه کرده بودم که یک جعبۀ کوچک از آن را توسط باقری که چندی پیش از من رفته بود برای « بهمن » پسرم فرستادم و بقیه را با خودم خواهم برد. دو قطعه مرجان هم تهیه کرده ام. اینها Polypier است نه مرجان. تقریبا از یک نوع اند ولی دوستان ما آن را مرجان می خوانند.
چندی پیش که که جزر دریا بیش از هر فصلی بود و آب دویست سیصد متر عقب می رفت عده ای از دوستان برای آب تنی – بخصوص عصرها – خیلی دور می رفتند. یکی از این روزها هاشمی و خداقلیان در زیر آب شفاف (دریا آرام بود) چیزهایی شبیه به گیاهها و گلهای بسیار زیبا و رنگارنگ را دیدند و خواستند از آن بچینن ولی چون سفت و محجر بود نتوانستند و فقط قطعه ای از آن شکستند. خداقلیان به فکر افتاد که برود و اهرم و دیلم و لوازم بیاورد و یکی از آن «گلهای سنگ» را بکند. رفت و لوازم کار را آورد و پس از رنج بسیار و مجروح کردن دستهای خود یکی از این «مرجان»ها یا Polypier «پولی پیه»ها را کند و به اردوگاه آورد. . . این را هم باید بگویم که این «پولی پیه»ها یا «مرجان» ها اول بوی ماهی گندیده (یا بوی تند شرجی) را می دادند و این بو فقط پس از مدتی زائل می گشت. . . همه (زندانیان سیاسی تبعید شده به خارگ) در صدد کندن مرجان برآمدند و این سرگرمی به سربازان نیز سرایت کرد و برخی از آنها مرتبا از این «مرجان»ها کنده، سفید کرده به بوشهر می فرستادند و از قرار یکی بیست – سی ریال به فروش می رسانیدند. . .من دو قطعۀ کوچک از این مرجانها با خود می بردم. همراهان من هم چند قطعه داشتند و همه را در یک پیت حلبی جا دادیم و دور آن را پارچه و کهنه گذاشتیم که نشکند. . . »
سطوری که خواندید گزیده ای بود از مجموعه خاطرات یک زندانی سیاسی در جزیره خارگ که در خلال سالهای 33 و 1334 شمسی به رشته تحریر در آمده است. می بینید که این افراد در آن سالها چگونه ناشیانه مرجانها را تخریب می کرده اند. البته این تنها بخشی از عوامل تخریب کنندۀ مرجانها در اطراف جزیره مرجانی خارگ است. و اگر این موضوع را با تخریب کمربند مرجانی خارگ و خارگو جهت لوله گذاری نفت در سال 36 مقایسه کنیم چندان عجیب نخواهد بود. چرا که در آن حادثه که بی شک می توان آن را به حمله ای وحشیانه تشبیه کرد؛ کمربند مرجانی خارگ در ناحیه شمال شرقی و جنوب خارگو به کلی از بین رفت و حتی امروز با گذشت 48 سال از آن واقعه همچنان آثار آن مشهود است . در واقع امروز تنها بخش محدودی از ریف های مرجانی خارگ زنده است که آن هم به دلیل تور اندازی های ناشیانه و بیش از حدّ ماهیگیران، گام نهادن افراد بر روی شاخه های ترد و شکنندۀ آنها، رها کردن قفس های ماهیگیری و تورهای بی استفاده در میان مرجانها و . . . به سرعت در حال نابودی است. هرچند امروز جریمه های سنگینی هم برای متخلفین در نظر گرفته شده اما همچنان فعالیت ها در زمینۀ پیشگیری از تخریب و احیای مجدد این جنگلهای باران زای دریایی بسیار اندک است.
در واقع زندگی ما به این مرجانها بسته است. چرا که این مرجانها علاوه بر دفع امواج تخریب کنندۀ حاصل از زلزله های دریایی، نقش عمده ای در تنوع آبزیان خوراکی و پرورش آنها دارند. و اگر خواهان تغذیه از ماهیان خوش طعم دریا و داشتن سواحل زیبا و دریایی پاک و پناهگاهی در برابر امواج و زلزله های دریایی و . . . هستیم باید در حفظ و احیای این مرجانها بکوشیم.
در زیر بخشی از جرایم مربوط به تخریب محیط زیست در سال جاری آورده می شود:
1- آهو ( زنده یا مرده ) = 960 هزار تومان
2- لاک پشت دریایی = 640 هزار تومان
3- لاک پشت برکه (جنگلی) = 12 هزار تومان
4- مرجان های دریایی (هر کیلو) = 50 هزار تومان