تبليغاتX
ایکاریوس - می خواستیم کتیبه خارگ را بفروشیم!

می خواستیم کتیبه خارگ را بفروشیم!

مصطفی دهقان

لینک این مطلب در نسیم جنوب

در هزاره سوم و با گسترش بی حد و مرز علم و صنعت در همه ی کشورهای جهان، امروزه آنچه که ملت و کشوری را از سایر ملل و کشورها متمایز نگاه می دارد فرهنگ، تاریخ و تمدن آن ملت و کشور است. خوشبختانه کشور ما با داشتن تمدنی عظیم و فرهنگی جاودان در زمره اندک کشورهایی قرار گرفته که در گذشته دارای قدرتی شگرف در زمینه های مختلف علم و فرهنگ و … بوده اند.

اما یک نقطه تاریک و مبهم در چند سال اخیر باعث نگرانی علاقمندان به این تمدن و فرهنگ شده و آن بی توجهی برخی از مدیرانی است که وظیفه پاس داشت این منابع تکرارنشدنی و غیرقابل تولید را برعهده دارند.

آنچه مرا بر آن داشت که این ناله را بار دیگر گرچه از سر اکراه فریاد زنم، درخواست دوست عزیزم آقای فرزان اسدی ابوحنانه است که با پیشنهاد نگارش این مقاله، فرصت دوباره فریاد زدن و از سرگیری تلاشهای سرکوب گشته در راه اعتلای فرهنگ گوشه ای از خاک ایران را فراهم نمود.

 

 

شاید شنیده باشی که تازگی ها "کتیبه ای هخامنشی را در جزیره خارگ به هنگام عملیات راهسازی کشف کرده اند!". قبل از آن اصلا شاید نامی هم از این جزیره نشنیده بودی و گر هم شنیده باشی، تصور کرده ای که خارگ یعنی جزیره ای دورافتاده در کرانه های خلیج فارس که لم یزرع و بی ساکن است و احیانا بزرگترین پایانه بارگیری و صدور نفت خام در جهان است. . .  گرچه واقعیت چیز دیگری است و تو ندانسته ای که این جزیره کوچک 14 هزار سال است که تن به امواج کف الود خلیج می سپارد و هزاران سال است که آفتاب، پیکر خارگ و همزاد خردش خارگو را گرما می بخشد. و قریب به 3 هزار سال است که آدم ها چکمه بر ساحلش کوفته اند و کشتی ها بر پهلویش بسته اند و بسیار یادگار در آن نهاده اند و بسیار هم برده اند.

جزیره خارگ با وسعتی (که وسعت تکرارش در کتاب ها و جزوه ها بیش از خود اوست) حدود 32 کیلومتر که البته این روزها به دلیل گسترش فعالیت های صنعتی و نیاز روز افزون به استحصال خشکی از دریا، وسعتش در حدود 40 کیلومتر مربع تخمین زده می شود، همواره دارای نقشی حیاتی در تاریخ ایران بوده است، گرچه این نقش را هیچگاه ارج ننهاده باشیم. و جز دیدارهای ناگهانی نامش در آسمان کتابهای کهنه تاریخ که جز تکرار مکررات نبوده اند، هیچ نامی از آن نشنیده ایم و اصلا نخواسته ایم یا نگذاشته اند که بدانیم، برج و بارویی که جلابخش دیدگان مردم بالاشهر است، از شالوده ی پولهایی است که از این جزیره کوچک برخاسته است و اصلا چه اهمیت دارد که ساکنان این جزیره که بیش از 98 درصد از درآمد نفتی این ملک را فراهم می کند، از نعمت گاز بهره مند باشند یا خیر. صحبت از مشکلات و تکرار دردهای هزارساله در این ملک هزار مالک (جزیره خارگ) نیست که نباید هم. چون نه این مقاله در خورند آن است و نه از حوصله ی تو بر می آید.

اما حکایت، حکایت کشف اخیر است که باز هم به عادت همیشگی مسئولین میراث فرهنگی، کشف دیگران را به نام خود و به افتخار خود در رسانه ها و بوق و  کرنای زمان فریاد سر داده اند. شاید مهم نباشد یابنده ی یک شی ء پرارزش، اما اینکه رسانه ها را تبدیل کنیم به ابزاری برای انتشار دروغ، آن هم در مورد آنچه که ارتباط با فرهنگ کهن ما دارد، نه چیزی است چنان برازنده ی این ملک. و این درست همان چیزی است که پیش از این نیز در مورد اکتشافات پروفسور گیرشمن رخ داد و تعدادی به ظاهر باستان شناس از میراث فرهنگی بوشهر برخاستند و با کپی برداری از نتایج کاوشهایی که 40 سال پیش توسط رومن گیرشمن در جزیره خارگ، انتشار یافته بود، در زسانه ها اعلام کردند که "آری ما 106 استودان ساسانی و 96 حلقه قنات را در جزیره خارگ کشف کردیم" که البته وقتی نامه ای در اعتراض به آن اکاذیب نوشتیم هیچ صدایی از ته آن همه قنات برنخاست.

و گذشت تا اینکه چندی پیش در سفر اخیرم به خارگ به دعوت یکی از دوستان که عضو شورای اسلامی شهر خارگ می باشد، به دیدن جایی رفتیم که کتیبه ای با خطوط میخی حک شده بر روی آن، در آنجا قرار داشت. در واقع ادعا می کرد که " تو که مدتهاست پیرامون خارگ مطالعه داری، تا کنون چنین چیزی را در خارگ ندیده ای" و غافل بود از اینکه این کتیبه را درست دو سال پیش از آن به همت دوستی دیگر " محمد رئیسی" دیده بودم. البته در آن روز (زمستان 84) تصور می کردیم که احتمال دارد این کتیبه را یکی از زندانیان سیاسی و احیانا آشنا به خط میخی که در فاصله سالهای 20 تا 33 خورشیدی در خارگ تبعید بوده اند ، بر روی آن سنگ حک کرده باشد. با این حال موضوع را به اطلاع مسئولین وقت محلی رساندیم که البته مورد بی توجهی قرار گرفت و بعد هم با مسئولین میراث فرهنگی استان بوشهر، این موضوع و نیز نابودی "گور دولمن" یا بنای " دوخواهران" و همچنین بسیاری از بقعه های تاریخی در گوشه و کنار خارگ را به اطلاع آنها رساندیم و درخواست کردیم که جهت حفظ و احیای این آثار اقدام کنند که البته گفتند " چشم! حتما در اولین فرصت این کار را می کنیم" و گذشت تا اینکه در فاصله همین 2 سال شاهد تخریب و ویرانی کامل "گور دولمن" توسط بولدوزرهای عامل نفت و نیز ویرانی 3 بقعه تاریخی بر اثر فرسودگی بودیم و هیچ چشمی آنها را ندید. البته اینها دلیل بر بی اطلاعی آنها از وجود چنین آثاری در جزیره تاریخی خارگ نیست و نگارنده هم قصد این را ندارد که اعلام کند مسئولین میراث فرهنگی بوشهر از وجود چنین آثاری بی اطلاع بوده اند، چرا که ریاست محترم این سازمان که خود کتابی را نیز پیرامون "تاریخ و آثار باستانی جزیره خارگ" تالیف نموده است به خوبی از وجود این آثار مطلع بوده اند.

به هرحال با قطع امید از پیگیریهای آنها و با جدیت یافتن موضوع کتیبه ای که بیش از این ذکر شد، 15 آبانماه امسال به همراه دو تن از دوستان تصمیم گرفتیم که با تهیه عکس و گزارش از کتیبه و تماس با  گروه تاریخ دانشگاه شیکاگو و نیز مسئولین میراث فرهنگی در تهران، در صورت اثبات باستانی بودن این کتیبه، از ادامه پروژه راهسازی که می رفت تا این کتیبه را به زیر آسفالت داغ ما انسانها مدفون کند، جلوگیری کنیم. عکسهای ما به همراه گزارش در حال آماده شدن بود که کسی، فورا همه را باخبر ساخت و بدین ترتیب همانها که پیشتر خارگ را از یاد برده بودند، راهی خارگ شدند تا احیانا کشف دومشان را هم به ثبت برسانند. و آمدند و دیدند و اندک تلاشی هم نمودند و البته خیلی زود هم گفتند و نوشتند و فریاد زدند که " در پی احداث جاده ای در خارگ، یک کتیبه هخامنشی در خارگ کشف شد" و غافل از اینکه کسانی 2 سال پیشتر فریاد سر داده بودند و هیچ گوشی فریادشان را نشنیده بود. پس چطور امکان دارد که چنین کتیبه ای کشف شده باشد؟ اصلا براستی کشف به چه معناست که برخی از باستان شناسان میراث، در جایی که کاوشهای دیگران را به نام خود ثبت می کنند، کشف می خوانند.

همچنین لازم به ذکر است که علاوه بر کتیبه فوق که در تپه های مشرف به بخش مرکزی جزیره خارگ واقع است، تعدادی گور حفر شده در صخره و نیز بقایای یک اسکلت که گمان می رود مربوط به دوران غارنشینی در خارگ باشد یافت شده که نزدیکی این گورها و کتیبه به یک دخمه در صخره های اطراف، این فرضیه را قوت می بخشد که این منطقه می تواند یکی از نخستین مکان های سکونت در جزیره خارگ و احیانا مربوط به دوران غارنشینی بوده باشد که تا کنون هم در هیچ یک از منابع و اسناد تاریخی که پیرامون خارگ به رشته تحریر در آمده، ذکری از آنها نشده است.

کوتاه سخن اینکه، ایجاد یک نمایندگی از سازمان میراث فرهنگی در جزیره خارگ، که همواره آثار تاریخی و باستانی اش در معرض خطر نابودی است، و همکاری با جوانانی که در این راه بسیار تلاش کرده اند و در واقع ارج نهادن به تلاش ها و زحمتهای آنان (بگذریم از ذکر نامشان) می تواند ما را در حفظ و احیا و نیز معرفی فرهنگ غنی گذشتگان خویش یاری رساند و از روی آوردن آنها به بیگانه ای برای این کار جلوگیری کند. چه بسا همین کتیبه را فروخته بودیم و اینک مانده بودی در کار. . . !

 

نوشته شده توسط ایکاریوس  | لینک ثابت |