<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ایکاریوس</title>
<link>http://icarius.blogfa.com/</link>
<description>ایکاریوس مکانی است برای رشد و باليدن قلم و پروراندن مهر و دوستی و مروت،‌ در کنار نقد زنده و جاندار</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 19 Oct 2009 08:36:04 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تا بعد</title>
<link>http://icarius.blogfa.com/post-175.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;تاخیر در به روز رسانی وبلاگ&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سلام به همه ی دوستانی که همواره در مدت ۷ سال وبلاگ نویسی ام با نظرات و ایده های سازنده یا انتقادهای زنده خویش به من لطف داشته ند. مدتی بود که فرصتی دست نمی داد تا حتی برای پاسخ نهادن به کامنت های دوستان خوب و همیشگی تشکری در خورند داشته باشم. و این میوه ی تلخ همان زندگی در عصر پرتلاش و تکاپو و پرهیجان امروزی است که تو حتی دیگر فرصتی برای دوستی ها نمی یابی یا آنچنان به روزمرگی ها دچار می شوی که دیگر از یاد می بری که آن بالادست و آن ریاست ها به چه مشغول اند، چه رسد به دوستی ها رسی. خوشبختانه به لطف همین دوستی ها و با تشویق های سازنده بهترین دوستان، امروز سعی می کنم که خود را برای شرکت در آزمون کارشناسی ارشد مترجمی زبان آماده  کنم و امیدوارم با دعای خیر شما دوستان به این مهم دست یابم. هرچند که این درس خواندن ها و این مدرک گرفتن ها در این مجمع تو را و مرا هیچ سود نبخشد. . .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 08:36:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=icarius&amp;postid=175</comments>
<dc:creator>icarius</dc:creator>
<guid>http://icarius.blogfa.com/post-175.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>۳۰ سپتامبر روز جهانی ترجمه گرامی باد</title>
<link>http://icarius.blogfa.com/post-174.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;&lt;STRONG&gt;۳۰ سپتامبر روز جهانی ترجمه گرامی باد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;به مناسبت روز جهانی ترجمه، Unisfair در اقدامی جالب نخستین کنفرانس مجازی ترجمه را با هدف آموزش و دریافت شیوه ها و نظریات جدید ترجمه، آشنایی همکاران مترجم، یافتن مشتری های ترجمه، و بسیاری موارد دیگر برگزار می نماید. جهت شرکت و یا ارائه مقاله در کنفرانس مجازی ترجمه به سایت &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.proz.com/virtual-conferences&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;http://www.proz.com/virtual-conferences&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;  مراجعه نمایید. حضور در این کنفرانس ۱۲ ساعته که در روز 30 سپتامبر و درساعت ۱۰ به وقت گرینویچ برگزار می شود برای عموم رایگان است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 30 Sep 2009 09:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=icarius&amp;postid=174</comments>
<dc:creator>icarius</dc:creator>
<guid>http://icarius.blogfa.com/post-174.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> نوستالژی به دریا</title>
<link>http://icarius.blogfa.com/post-172.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#666666&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.icarius.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#666666 size=6&gt;نوستالژی به دریا&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;قرار نیست امروز درباره این عکسها توضیحی دهم. یعنی خوب یا بد فکر می کنم بهتر است که بیننده خود برداشتی از آنچه می بیند برای حداقل خودش داشته باشد. البته عکسها در رنگ و زاویه تفاوت بسیار دارند. اما بی ربط نبوده اند و دست کم من به تناسبی میان آنها رسیده ام. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic184491.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic501857.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic354499.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic782005.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 Sep 2009 10:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=icarius&amp;postid=172</comments>
<dc:creator>icarius</dc:creator>
<guid>http://icarius.blogfa.com/post-172.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درگذشت عبدالحسین شریفیان مترجم و داستان نویس شهیر بوشهری</title>
<link>http://icarius.blogfa.com/post-171.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=6&gt;&lt;STRONG&gt;درگذشت عبدالحسین شریفیان&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT size=5&gt;مترجم و داستان نویس&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Arial size=5&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 116px; HEIGHT: 132px&quot; height=141 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://hamshahrionline.ir/images/upload/news/posc/8805/sharifian-abdolhossein[100].jpg&quot; width=128 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همین تازگی ها بود که خبر ناگوار از دست دادن سیدرضا سید حسینی مترجم نامی،  جامعه ادبی کشور را داغدار نمود. اما این روزها  باز هم شاهد از دست دادن یکی دیگر از مترجمان ارزشمند و مشهور  یعنی عبدالحسین شریفیان بودیم که در عمر ادبی خویش بیش از شصت ترجمه را به خوانندگان ایرانی تقدیم کرده است.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عبدالحسين شريفيان مترجم پيشكسوت سال ۱۳۰۵ در بوشهر متولد شد. پدر و پدر بزرگش ناخدا بودند و بر كشتي‌هاي معين التجار درياها را مي پيمودند. شريفيان هم چون بسياري ديگر از بزرگاني كه از &lt;A href=&quot;http://hamshahrionline.ir/News/?id=25938&quot;&gt;بوشهر&lt;/A&gt; برخاسته‌اند محصل مدرسه سعادت بود. يكي از چند مدرسه ايران كه به شيوه‌اي مدرن در آن روزگار اداره مي‌شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شريفيان جوان براي ادامه تحصيل تا اخذ ديپلم راهي شيراز مي شود. سال‌هاي آخر دبيرستان است و ميل به ترجمه سبب مي‌شود تا به اين وادي كشيده شود، به نحوي كه  براي روزنامه ديواري دبيرستان هم مطلب ترجمه‌اي مي‌نويسد. وي در اين زمينه مي‌گويد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«در آن سال ها به دليل شرايط بد آب و هوا و زندگي در بوشهر كمتر دبير ليسانسه‌اي حاضر مي‌شد محل خدمت خود را در آن شهر انتخاب كند به همين دليل اكثر كساني كه در دبيرستان‌هاي شهر درس مي‌دادند فارغ التحصيلان دانشسراي مقدماتي بودند. در مورد آموزش زبان هم اوضاع بدتر بود چونان كه ما معلمي داشتيم كه حقيقتاً زبان بلد نبود ولي درس مي داد. من از بدو آموختن زبان تا زماني كه به شيراز رفتم هر چه آموخته بودم از اولين معلم ام ميرزا محمد رحيم بوشهري بود كه ايشان هم در هندوستان درس خوانده بود و بعد از فوت او ما مانديم بدون معلم زبان دان واقعي»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شريفيان دوران آموختن تكميلي زبان انگليسي را در دوران دبيرستان كه با برخي از انگليسي‌ها حشر و نشري داشت و در دوران سربازي طي كرد. او كه ميل بسيار به آموختن زبان داشت در دوران سربازي هم در بخش ترجمه ميسيونري آمريكا مشغول شد و پس از گذراندن دوره هاي آموزشي سربازي و گرفتن درجه افسري به عنوان مترجم يكي از افسران آمريكايي كه در دانشگاه جنگ تدريس مي‌كرد مشغول به كار شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شريفيان پس از پايان دوران سربازي به استخدام يك شركت ژاپني در مي‌آيد و فعاليت خود را به عنوان مترجم حرفه‌اي آغاز مي‌كند. فعاليتي كه تا سال ۶۲ و افول حضور گسترده شركت‌هاي خارجي در ايران ادامه مي‌يابد. در اين بين او در دانشكده زبان‌هاي خارجي دانشگاه تهران تلاش مي‌كند تا ادامه تحصيل دهد كه بر اثر فشار كاري و البته در اين ميان ازدواج ،دانشگاه او را جا مي گذارد و او دانشگاه را رها ميكند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 298px; HEIGHT: 220px&quot; height=202 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8805/sharifian-abdolhossein250.jpg&quot; width=298 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با اين حساب  وي روزها به ترجمه متون اداري ونامه‌ها در اداره خود مشغول مي‌شود و شب‌ها به ترجمه رمان و داستان مي‌پردازد. شريفيان از جمله مترجمان شناخته شده برخي از نشريات معروف آن دوران چون فردوسي، كيهان هفته و يا اميد بوده است.  شریفیان در سالهای عمر ادبی خود بیش از ۶۰ کتاب ترجمه و هشت داستان کوتاه به چاپ رساند که از ترجمه‌های او می‌توان به &quot;اساطیر جهان: داستانها و حماسه‌ها&quot;، &quot;خوشه‌های خشم&quot;، &quot;ماشین زمان&quot; و &quot;دمیان&quot; اشاره کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وي عمده رمان‌هاي هرمان هسه، رمان نويس انگليسي را برگردان فارسي كرد كه برخي از آنها از سوي انتشارات اساطير به بازار كتاب عرضه شد. سال 1382 به خاظر عمري تلاش در ترجمه فارسی رمان‌هاي مهم دنيا مراسم نكوداشتي باحضور برخي از همراهان ودوستان شناخته شده شريفيان، از جمله &lt;A href=&quot;http://hamshahrionline.ir/News/?id=33657&quot;&gt;نجف دريابندري، &lt;/A&gt;در بوشهر برگزار شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شريفيان صبح دوشنبه 26 مرداد در سن 83 سالگي در تهران درگذشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 25 Aug 2009 11:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=icarius&amp;postid=171</comments>
<dc:creator>icarius</dc:creator>
<guid>http://icarius.blogfa.com/post-171.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سرانجام گربه ها</title>
<link>http://icarius.blogfa.com/post-170.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;&lt;STRONG&gt; کنجکاوی گربه را می کشد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic926987.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گربه ها و سگ ها همواره در ادبیات مورد توجه بوده اند. و در واقع در دو اکستریم مقابل قرار گرفته اند، یکی گربه که نماد کنجکاوی و جوینده ی  حقیقت و از نظر من آینه ی انسانی است که در مقابل ناعدالتیهای موجود سر تسلیم فرود نمی آورد. و همواره در تلاش و تکاپو است برای بهبود اوضاع. اما سگ نماد انسانی است که ظلم را پذیرفته و تلاشی هم برای بهبود اوضاع خویش ندارد. او به یک تکه استخوان راضی است و تن به پذیرش ناعدالتی های موجود می دهد و به زندگی در شرایط ناملایم نیز راضی است. و این چنین می شود که گاهی اوقات زندگی در شرایط نا ملایم را &quot;زندگی سگی&quot; تعبیر می کنند.  این نوع زندگی می تواند همان زندگی فردی یا حتی زندگی در دامنه یک خانه بزرگ همچون یک کشور باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://3.media.tumblr.com/IcfrvFPCGomoxzh6fj1mkzMPo1_400.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این تضاد در شخصیت گربه و سگ به خصوص در ادبیات انگلیسی تا آنجاست که حتی در داستانی کارتونی به نام &quot;گربه سگ&quot;،  به بررسی تضادهای رفتاری و نوع زندگی و تصمیم ها و رویکردهایی که هر کدام در شرایطی خاص اتخاذ می کنند، پرداخته شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما آنچه که در مورد این دو موجود یا این دو شخصیت، جالب توجه است سرانجام و آینده ای است که در انتظار آنهاست. در واقع گربه ها سرنوشتی جز مرگ و فقدان جسمی ندارند و این همان مفهومی است که در ادبیات انگلیسی حتی ضرب المثل شده است. و به قول آنها، Curiosity kills the cat. خواه به حادثه باشد خواه به جبر خانه ای که در آن زیست می کنند. و سگ ها نیز با رویکردی که پیش می گیرند همواره در رفاه و خوشبختی ظاهری هستند، حال آنکه در عمق وجودشان از همان زندگی سگی رنج می برند. اما گربه ها گرچه طعم مرگ را هم چشیده باشند، اما پایان ناپذیر و تکرار شونده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 20 Aug 2009 20:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=icarius&amp;postid=170</comments>
<dc:creator>icarius</dc:creator>
<guid>http://icarius.blogfa.com/post-170.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>see the sea</title>
<link>http://icarius.blogfa.com/post-169.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;FONT size=7&gt;&lt;B&gt;See&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;the&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;Sea&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;B&gt;photo-text by&lt;/B&gt;&lt;B&gt;: &lt;A href=&quot;http://www.icarius.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;Icarius&lt;/A&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;I&gt;&lt;/I&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;I&gt;The  wave&lt;/I&gt;&lt;I&gt;, &lt;/I&gt;&lt;I&gt;when it comes&lt;/I&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic302592.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;   &lt;EM&gt;it sounds that the white hands of the ocean try to catch you, they seem strong, and very hard to fight with&lt;/EM&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;I&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt; but when it goes&lt;/FONT&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic276235.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;it leaves you very easy,  like a loser trying to show reluctance for the fight&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 12 Aug 2009 08:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=icarius&amp;postid=169</comments>
<dc:creator>icarius</dc:creator>
<guid>http://icarius.blogfa.com/post-169.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اینجا هم خانه ی توست ژنرال استرزل</title>
<link>http://icarius.blogfa.com/post-168.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;&lt;STRONG&gt;اینجا هم خانه ی توست ژنرال استرزل&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;نگارش و تصویر: &lt;A href=&quot;http://www.icarius.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;ایکاریوس&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;مکان: باقت قدیم بوشهر و  کلیسای ارامنه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یکی از مواردی که در سفرهای گوناگون سعی کرده ام نگاهی به آن داشته باشم معماری و بافت شهرهایی است که از آن دیدن می کنم. خوشبختانه تنوع جغرافیایی و اقلیمی در نقاط مختلف کشور این فرصت را فراهم آورده است که در هرکجای ایران بتوان عمارت های باشکوه و معماریهای بی نظیری را یافت برای دیدن و احیانا عکس گرفتن. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic510380.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;گرچه امروز اکثر شهرهای ایران از نظر من اصالت و قدمت بومی و فرهنگی خویش را از نظر معماری تا حدودی از دست داده اند و ساخت و سازهای بی رویه، بسیاری از شهرها را به محیط های خوابگاهی تبدیل کرده است، اما در جاهایی که بناها و عمارات تاریخی را مرمت و بازسازی و حفظ کرده اند، می شود گوشه هایی از معماری باشکوه و مستحکم ایرانی را دید. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic375487.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; گرچه برای انسان مترقی و مصزف گرا و مارک پوش امروزی آن هم در جامعه ی ما که هر روز به رنگی است تازه و بی آنکه از خود فرهنگی داشته باشیم و احیانا لباسی در خورند صادرات به آن سوی آبها، ایستادن و کوبیدن بر پاشنه چنین درب هایی کهنه، کاری است ناخوشایند و مردود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic218807.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و نیز دیگر آنچنان درگیر روزمرگی ها و دخل و خرج های زندگی اقساطی شده ایم که دیگر نه نیازی داریم به نشستن در پشت این پنجره های چوبی و شیشه های رنگارنگ و نه اینکه اصلا دغدغه ی ترقی اجازه ی زندگی در چنین خانه هایی را می دهد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic310957.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و اینگونه است که خاطرات کودکی را در تاریکی خانه های کهن رها می کنی و با پولی که از فروش این خانه ی کهن به سازمان میراث فرهنگی دریافت کرده ای رهسپار خانه ای نو در بهترین نقطه ی شهر می شوی. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic767680.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و من در این اندیشه ام که شاید این عکس نمونه ای باشد از آخرین تصاویری که این چنین بچه ها را  بی قضاوت در نگاهشان نسبت به اطراف نشان می دهد و معلوم نیست که همین بچه ها فردا وقتی که بزرگ شدند اصلا یادی هم از این دیار قدیمی و روزهای خوش کودکی شان در بافت قدیم، داشته باشند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic575708.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; و تو  هرچقدر هم که عجله داشته باشی برای فرار از کودکی هایت که در اینجا سپری کردی باز ناگزیر به گذشته سر خواهی زد&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic132198.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; و خواهی دید که خانه های کودکی را هرچند سست و قدیمی، دوست خواهی داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic761157.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;به هر حال، اینجا هم خانه ی توست ژنرال استرزل!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 02 Aug 2009 23:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=icarius&amp;postid=168</comments>
<dc:creator>icarius</dc:creator>
<guid>http://icarius.blogfa.com/post-168.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اینجا آخر دنیا نیست</title>
<link>http://icarius.blogfa.com/post-167.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;&lt;STRONG&gt;اینجا آخر دنیا نیست&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;نگاارش و تصویر: ایکاریوس&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این روزها آنقدر هوا ألوده هست که به سختی می شود تنفس کرد چه رسد به اینکه اصلا بتوان نگاهی به اطراف داشت و اصلا جلویت را دید. و این برای ما که نه اما برای عده ای چه خوب شده! همین که تو نتوانی ببینی و به هر طریق تو اگر نبینی یا ببینی و سکوت کنی می شوی یک آدم خوب و سر به راه و کسی که شایسته ی ستایش خواهی بود. پس سکوت کن و یا اصلا ساعتی از این فضا بگریز و به دنیای زیرین سفر کن. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic692545.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; گرچه در این دنیای آبکی هم اگر سکوت را بشکنی و لب به فریاد بگشایی خواهی دید که تو را پرپر خواهند کرد همانها که تو را به کمین نشسته اند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic523081.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; و تو البته باز تشکیل می شوی و سبزی ات دوام می یابد و من این را در همین دنیای آبی دیده ام&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic487010.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;و سبز بزرگتر خواهد شد &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic385810.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;و حتی دریای سبز گل خواهد داد &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic865157.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;و مرجان ها باز فضای خالی دریاها را پرخواهند کرد&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic605714.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;و نردبان های ترقی باز نمایان خواهند شد &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic218356.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;و تو به ساحل راه خواهی یافت &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic144755.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;تنها بدان که اینجا اخر دنیا نیست &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://icarius.webphoto.ir/photos/ic623347.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 10 Jul 2009 06:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=icarius&amp;postid=167</comments>
<dc:creator>icarius</dc:creator>
<guid>http://icarius.blogfa.com/post-167.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آخرین گل - داستان تصویری از جیمز تربر</title>
<link>http://icarius.blogfa.com/post-166.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;  
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;&lt;STRONG&gt;آخرین گل&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;نگارش و تصویر: جیمز تربر&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ترجمه: دکتر صالح حسینی&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;منبع تصاویر: &lt;A href=&quot;http://www.ommas-aarden.net/&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;http://www.ommas-aarden.net&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=472 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.ommas-aarden.net/LastFlower02.jpg&quot; width=544 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt; بر کسی پوشیده نیست که جنگ جهانی دوازدهم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 01 Jul 2009 13:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=icarius&amp;postid=166</comments>
<dc:creator>icarius</dc:creator>
<guid>http://icarius.blogfa.com/post-166.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برای ندا آقا سلطان که بی رحمانه در خرداد خونین کشته شد</title>
<link>http://icarius.blogfa.com/post-164.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;صید حلال&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Arial size=5&gt;&lt;FONT size=3&gt;برای ندا آقا سلطان شقایقی که بی رحمانه در خرداد خونین ۸۸ پرپر شد&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 461px; HEIGHT: 338px&quot; height=318 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://pro.corbisimages.com/images/42-22713696.jpg?size=67&amp;uid={18f2653a-23e6-4b95-a705-599609290a21}&quot; width=345 align=baseline border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;شمس لنگرودی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برای دخترم ندا آقا سلطان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;دخترم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;سنت شان بود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;زنده به گورت کنند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;تو کشته شدی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;ملتی زنده به گور می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;او که پول مرگ تو را گرفته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;شام حلال می خورد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;تو فقط ایستاد ه بودی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;و خوشدلانه نگاه می کردی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;که به خانه ات بر گردی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;اما دیگر اتاق کوچک خود را نخواهی دید دخترم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;و خیل خیال های خوش آینده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;بر در و دیوارش پرپر می زنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;تو مثل مرغ حلالی به دام افتادی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;مرغی حیران&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;که مضطربانه چهره ی صیادش را جستجو می کند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;تو به دام افتادی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;همچون خوشه ی انگوری &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;که لگدکوب شد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;و بدل به شراب حرام می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;کیانند اینان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;پنهان بر پنجره ها، بام ها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;کیانند اینان در تاریکی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;که با صدای پرنده ی خانگی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;پارس می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;کشتندت دخترم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;کشتندت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;تا یک تن کم شود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;اما تو چگونه این همه تکثیر می شوی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;آه ندای عزیز من&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;گل سرخی که بر گلوی تو روییده بود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;باز شد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;گسترده شد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;و نقشه ی ایران را در ترنم گلبرگ هایش فرو پوشانید&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;و اینانی که ندا داده اند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;                        بلبلانند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;میلیون ها تن که گرد گلی نشسته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;                              و نام تو را می خوانند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;یعنی ممکن است صداشان را که برای تو آواز می خوانند نشنوی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;یعنی پنجره ات را بستند که صدای پیروزی خود را هم نشنوی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;او که صید حلال می خورد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1/4/ ١٣٨٨&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 25 Jun 2009 18:43:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=icarius&amp;postid=164</comments>
<dc:creator>icarius</dc:creator>
<guid>http://icarius.blogfa.com/post-164.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
